روح انقلابی در سیاست و معماری؛ تاریخ آزادی بیان و جنگ داخلی؛ و همچنین نحوهٔ فروپاشی محافظهکاران و پیروزی استارمر
پراتیناو آنیل
ما در عصری زندگی میکنیم که بهطور فوقالعادهای سیاسی است، اما بهطوری شگفتآور غیرانقلابی؛ دورهای که هشتگها بهجای برکنارهای خیابانی نقش میسازند. شاید به همین دلیل است که امسال بسیاری از نویسندگان با حس نوستالژیک به زمانهایی نگریستهاند که باورهای راسخ هنوز در دنیای واقعی موج میزدند.
در کتاب «انقلابگرها» (Bodley Head)، جیسون برک به دههٔ ۱۹۷۰ مینگرد؛ دورهای که بهنظر میرسید آیندهٔ خاورمیانه ممکن است سرخ بهجای سبز باشد – کمونیستی نه اسلامگرا. این اثر یک رمان تاریخی‑ژئوپولیتیک است: مردانی خوشپوش با کتهای کوردروی و ساکهای کناری، زنانی با نظریههای مدرن و تفنگهای خودکار. بسیاری از آنها نه بهخاطر مارکسیسم، بلکه بهدلیل آشوبپذیری خالص حضور داشتند. خواندن دربارهٔ گروگانگیریها و ربودنهایشان، اعتراضات رنگنارنجی امروز را در مقایسهای ساده بهنظر میرساند.
اوون هاثرلی به نوعی ملایمتر از شورش میپردازد در کتاب «اثر بیگانگی» (Allen Lane) – رماننگاری گروهی از معماران، طراحان و کارگردانان میتل‑اوروبا که در میانهٔ قرن گذشته به سواحل بریتانیا نفوذ کردند. ما قبلاً با محافظهکاران همساز – فریدریش هایک و کارل پوپر – آشنا هستیم، اما هاثرلی رادیکالهای فراموششدهای را که بتون را به افقمان افزودند و ما را از آرامشنپذیری رنجاند، معرفی میکند. همه از آنها قدردانی نکردند. ایان فلمینگ بهطور مشهور با نامگذاری یک دشمن جیمز باند به نام یکی از فرستادگان این جریان، معمار یهودی ارنو گولدفینگر، به برتولیسم انتقام گرفت.

یک بنای برتولیستی که اندکی دورتر است، محور کتاب «بهترین هتل کابل» اثر لیس دودِه (Hutchinson Heinemann) میباشد. در این کتاب، خبرنگار بیبیسی روایت حسّاسی از پایتخت افغانستان، کابل، از منظر هتل اینترکانتیننتال ارائه میدهد؛ از دورهٔ سالنهای رقص و بیکینیهای دههٔ ۱۹۷۰ تا تبدیل آن به قلعهای که در دوران اشغال آمریکایی، بومبارانهای انتحاری طالبان را دفع میکرد. در کل، این کتاب ادای احترامی است به مردمی که با وجود حملهها و جنگ داخلی، همچنان خوشروی، پرانرژی و استوار باقی ماندهاند.
ریچارد بیک در کتاب «سرزمین مادری» (Verso) نگاه خود را به داخل میچرخاند و ایالات متحده را به فهرست ملّاتی که توسط واکنش به حملات ۱۱ سپتامبر ویران شدهاند، اضافه میکند. او با نثری باروک‑مانند و شبیه به پنچون، استدلال میکند که پارانوئید صادرشده به عراق و افغانستان، بهخوشهٔ خود بازگشت و در نهایت به «ترامپگرایی» استبدادی تبدیل شد. این کتاب، اگرچه تحریکآمیز است، اما بههیچوجه بهطرفدار صداهای اغراقآمیز نیست؛ و پس از مطالعهٔ آن، مطمئن میشوید که هیچ لیبرالی از سال ۲۰۰۱ تاکنون کاخ سفید را اشغال نکرده است.

تیرِترین بخش از روایت مدرن خاورمیانه توسط ژان‑پیِر فیلوی روایت میشود. افزودهای مختصر به کتاب قطعیاش «غزه: تاریخ، یک تاریخنگار در غزه» (Hurst) که یک گزارش بیپرده از تخریبهای ناشی از اسرائیل به همراه حمایت انگلیس‑آمریکایی است، ارائه میدهد. دیگر نیازی به جستوجو برای حسابی بیطرف از تراژدی فلسطینیها که بین تعصب حماس و پاکسازی قومی نتانیاهو گرفتاراند، نیست. فیلوی که از میدانهای جنگ در سوریه تا سومالی عبور کرده، مینویسد: «اکنون میفهمم چرا اسرائیل دسترسی رسانههای بینالمللی به این صحنه دردناک را مسدود میکند.»
اینکه اعتراض به مشارکت بریتانیا در این جنایات میتواند منجر به بازداشت شود، یادآوری است که دموکراسیهای لیبرال همیشه لیبرال نیستند. در کتاب «آزادی بیان چیست؟» (Allen Lane)، فرا دابویوالا بررسی میکند که چگونه مخلوطی مبهم از خودخواهی و آرمانگرایی، موضوعش را از دههٔ ۱۷۲۰ بهعنوان یک اعتقاد مدنی ارتقا داد. شاید با نتیجهٔ او که بیان میکند آزادی بیان در عصر قطبیشدهٔ ما بیش از حد پیش رفته است، مخالف باشید؛ اما نمیتوان دقت روش او را انکار کرد.
از یک جنگ کلامی به جنگ دیگری: کتاب «دوستان در جوانی» اثر مینو دینشاو (Allen Lane) بهدوری به جنگ داخلی انگلیس مینگرد؛ دوستی شکسته که یکی از شخصیتها به یک پروپاگاندست سلطنتی تبدیل میشود و دیگری به حامی اوریل کرومول میپیوندد. این اثر با ظرافتی نادر در میان تاریخنگارهای امروزی، دو جانبی را بههم میپیوندد و در پایان با درخواست میانهرویی برای دوستی میان جناحها، پیامی مناسب برای زمانهٔ ما میسازد؛ جایی که هر دو حزب اصلی حتی یک پنجم رای مردمی را نیز بهدست نمیآورند.

در کتاب پرشور «قانون اقلیت» (Bloomsbury)، اش ساکار استدلال میکند که میانهروی از جایگاه خود سقوط کرده است، زیرا چه لیبرالهای چپ و چه جنگجویان فرهنگی جناح راست، به وسوسهٔ هویتگرایی تسلیم شدهاند. او میگوید: «این دیوانهوار است» دربارهٔ تمام حرفهای خودستایی درباره فضاهای امن و استعمارزدایی. بهتر است، به گفتهٔ او، کارگران خودبینیهای جزئی را کنار بگذارند و در برابر نخبگانی که معاملهٔ ناعادلانهای به آنها تحمیل کردهاند—از سختگیری تا اقتصاد گیک—متحد شوند.
سخنپذیرترین معامله بهنظر میرسد که بهطور کلی به زنان اختصاص یابد، همانگونه که امیلی کالاکی در خط مقدم مادرانه کشف کرد. در کتاب «دستمزد کارهای خانگی» (Allen Lane)، او جنبشی را روایت میکند که برای پرداخت کارهای بدون حقوق مادران و خانهداران ادعا میکرد. پرترههای زندهاش فمینیسمی را بازمیآفریند که نه تنها رادیکالتر، بلکه شیطنتآمیزتر از برخی فرمهای معاصر است. این کتاب قطعاً در میان مردان چپ جایگاهی نداشت؛ آنها مؤسس جنبش بینالمللی فمینیست، ماریاروزا دالا کوستا و حامیانش را «قابضگیر… خودنقشپندارهای مبتذل، که به خودارضایی و لقاح مصنوعی میوسوسند» توصیف کردند.
«سرزمین مادری» جولیا ایوف (William Collins) مسیر زنان روسیه را از رهایی انقلابی تا بازگرداندن پدرسالاری توسط پوتین دنبال میکند. با مجموعهای از پرترههای درخشان، او نشان میدهد که مچیزم پساسوفيتي، تأییدشده توسط کلیسای ارتدوکس، تسلیمپذیری را دوباره به فضیلت تبدیل کرده است. در کنار نسل جدید «همسرهای سنتی» وفادار روسیه، بتی دراپر از «مردان دیوانه» بهنظر میرسد که یک سافراجی است.

پاتریک مگویِر و گابریل پُگرند در کتاب «ورود» (Bodley Head) عواقب پسین را تشریح میکنند. روایت آنها از صعود سختگیر استارمر نشان میدهد که این شخص کمتر توسط جذابیت خود و بیشتر توسط گروههای هدفگذاری و محاسبات نظرسنجی هدایت میشود. پیروزی لابور بیشتر به فروپاشی محافظهکاران نسبت به هر شور برای سوسیالیسم وابسته بود و حس مثبت آن پس از رسواییهای مربوط به هدایای رایگان، ترتیبات مسکن و تغییرات معکوس بیپایان — از پرداختهای سوخت زمستانی تا کاهش مزایا — از بین رفته است. هیچکس دقیقاً نمیداند چه کسی این نمایش را اداره میکند. «کیِر قطار را هدایت نمیکند»، یکی از داخلکنندگان خاطرنشان میکند. «او فکر میکند که رانندهٔ قطار است، اما ما او را در جلوی DLR نشستهایم» — حملونقل سبک شناختهشدهٔ داکلندز که بدون راننده عمل میکند.
