پخش شد در برنامهٔ Weekend Edition Sunday

سامانتا بالابان
وقتی یکی از عزیزان میمیرد، به کجا میرود؟ کتاب جدیدی برای کودکان میگوید «آنها ادامه میدهند»
Rafael López / Roaring Brook Press
چند سال پیش، پس از مرگ مادرش، نویسنده کتاب Fry Bread، کوین مایلارد، خود را میپرسید: «اما او به کجا رفت؟»
«من واقعاً مدام در حال فکر کردن به این بودم وقتی داشتم وسایل او را از خانه جمع میکردم»، مایلارد به یاد میآورد. «همهٔ وسایل او آنجا هستند و حتی موهایی که هنوز در شانه ماندهاند یا رد لبسرنگیاش روی یک لیوان حس میشود». گویی او همزمان حضور داشت و رفته بود.
مایلارد این را گیجکننده یافت، بنابراین تصمیم گرفت دربارهٔ آن بنویسد. کتاب جدید کودکان او آنها ادامه میدهند دربارهٔ پسربازی است که مادربزرگش مرده است. «وقتی کسی ادامه میدهد، به کجا میرود؟» پسربچه به این سؤال میاندیشد. «آیا آنها به بازار رفتند تا خربزههای سبز را بهدست بزنند و سبدهای خرید را در دریای راهروها بهسر بکشانند؟ شاید در باغ باشند و یک جنگل از سبزیجات را آبیاری کنند یا نهالها را به سکویاهای عظیم تبدیل کنند.»
Rafael López / Roaring Brook Press
مایلارد در اوکلاهوما بزرگ شد. مادرش عضو ثبتشدهٔ ملت سمینول بود. او میگوید بسیاری از افراد در جوامع بومی هنگام مرگ از عبارت «ادامه یافت» استفاده میکنند. این رویکرد متفاوتی به مرگ است. «همچنان غمانگیز است»، مایلارد میگوید: «اما میتوانید تأثیر مستمرشان را بر هر کاری که انجام میدهید، حتی زمانی که دیگر حضور ندارند، ببینید».
Rafael López / Roaring Brook Press
در یکی از صفحات، پسربچه و والدینش در حال جمعآوری وسایل خانهٔ مادربزرگ هستند. صحنه بسیار خاکی و با رنگهای سبز است، بهجز پیشنقاب رنگارنگ مادربزرگ که بر روی یک قلاب در آشپزخانه آویزان است. «میخواهم مردم به این چیزها توجه کنند»، میگوید لوپز، «تا واقعاً به معنای رنگ فکر کنند و او در کجا این ارتباط را با مادربزرگ پیدا میکند».
آنها ادامه میدهند توسط هنرمند مکزیکی رافائل لوپز تصویرسازی شده است؛ او در سطح فرهنگی و شخصی با داستان پیوند یافت. «عبارت «ادامه یافت» مرا به شدت به جشن روز مردگان یادآوری میکند»، میگوید لوپز که ۳۵ سال پیش پدرش را از دست داده است. «مادرم به جشن پدرم ادامه میدهد. ما دربارهٔ چیزی که او گفت میخندیم. موسیقی مورد علاقهاش را مینوازیم. بنابراین او هر روز همراه ما قدم میزند، هر جایی که میرویم».
لوپز بود که تصمیم گرفت داستان دربارهٔ پسربچهای باشد: کوین مایلارد جوان. او میگوید: «فکر کردم، باید کوین را داشته باشیم؛ میدانی، او خیلی بانمک است». لوپز تصویرسازی را با طرحهای مداد آغاز کرد و بهصورت دیجیتال کار کرد، اما تمام بافتها را بهدست ساخت. او میگوید: «من از رنگهای اکریلیک، آبرنگ و جوهر استفاده میکنم. سپس با پارچهها، غلتکها و قلمموهای خشکشده بافتها را خشن میکنم. به دنبال سختترین قلممویی میگردم که فراموش کردهام تمیز کنم، و تصمیم میگیرم این ابزار مناسب برای خلق این سنگ باشد».
تصویرهای آغازین داستان بسیار کمرنگ و با رنگهای خنثی هستند. سپس، همانطور که پسربچه شروع میکند به یاد آوردن مادربزرگش، رنگها روشنتر و زندهتر میشوند، همراه با فراوانی بنفشها و رنگ لاواندر. «در مکزیک ما تقریباً همه چیز را با رنگ جشن میگیریم»، لوپز توضیح میدهد، «چه در حال خوردن غذای بسیار رنگارنگ باشید، چه پیراهنی بسیار رنگارنگ بخرید یا به بازار بروید؛ رنگ در چهرهتان میدرخشد. پس فکر میکنم برای بیان احساساتمان از رنگ بهخوبی استفاده میکنیم».
Rafael López / Roaring Brook Press
کوین مایلارد میگوید وقتی برای اولین بار کتاب را از طریق پست دریافت کرد، دو ماه نتوانست آن را باز کند. «نمیتوانستم به آن نگاه کنم»، او میگوید، صدایش میلرزد. آنچه او را شگفتزده کرد، این بود که چقدر گرمابه تصویرهای رافائل لوپز به موضوع مرگ میافزاید. «او در تصویرهایش واقعگرایی جادویی دارد»، مایلارد توضیح میدهد. و تصویرها، اگرچه دقیقاً شاد نیستند، خیالانگیز و تقریباً بازیگوش هستند. و امید میبخشند. «یک وعده وجود دارد که این افراد از بین نمیروند»، میگوید مایلارد. «آنها هنوز با ما هستند… و میتوانیم ببینیم که زندگیهایشان معنا دارد، چون به دیگری دست زدند».
