نمایش جدید گالری لندن شامل مجموعهای غنی از مواردی است که در تمام دوران کاری منحصربهفرد فیلمساز تگزاسی به دست آمدهاند. این نمایشگاه از اشیای عجیبوغریب ممکن است کمی قابل پیشبینی به نظر برسد، مینویسد لوئیز چیلتون — اما وس اندرسن همیشه پیچیدهتر از آن بوده که به او اعتبار داده شده است.

در سالهای اخیر، موزه طراحی در غرب لندن با پرداختن به آثار کارگردانان برجستهٔ سینما، موفقیتهای چشمگیری کسب کرده است. در سال ۲۰۱۹، «استنلی کوبریک: نمایشگاه» – سفری در کار درخشان این کارگردان قدرتمند – پربازدیدترین رویداد موزه در تاریخ ۳۵ سالهاش شد. نمایشگاهی که بر پایهٔ آثار گوتیک و عجیب تیم برتون در اکتبر گذشته برپا شد، این رکورد را یکبار دیگر شکست. اما بهنظر میرسد هیچ کارگردان زندهای بهطور خاص برای یک نمایشگاه گالری، بهاندازهٔ وس اندرسن مناسب نباشد.
در طول سه دههٔ کار فیلمبرداریاش، کارگردان تنن بامزهای سلطنتی یک «سینمای اشیاء» را به کمال رسانده است — اشیاء دلپذیر و با طراحیهای پرزرقوبرق که با دقت کیوریال بر روی پردهٔ سینما چیده میشوند. کتابها؛ نقاشیها؛ پوسترهای نمایشی؛ ماشینهایتیپی؛ لباسها. حتی بازیگران او گاهی بهعنوان اشیاء توصیف میشوند: عروسکهای متحرکی که در صحنههای خانهٔ عروسکی پاستلی اندرسن به کار میروند. در دو اثر انیمیشن متحرکاو، «جناب روباه شگفتانگیز» (۲۰۰۹) و «جزیره سگها» (۲۰۱۸)، این مقایسه بهصورت حقیقی تجسیم شد. مخالفان میگویند فیلمهای وس اندرسن «نرمدلانه» و غیرانسانی هستند یا (انتقاد صریحترین) مغرورانه. اما دوستداران – که تعدادشان نیز زیاد است – معنای عمیقتری میبینند.
در یک نگاه، «وس اندرسن: آرشیوها» که صدها شیء از کارهای اندرسن را به نمایش میگذارد، ممکن است بهنظر برسد که این ایدهٔ کارگردان بهعنوان شیپرست را تقویت میکند. از زمان فیلم دوم او، «راشمور» (۱۹۹۸)، وس اندرسن بهصورت قراردادی اصرار داشته است که بتواند وسایل صحنه و لباسها را برای خود حفظ کند، که این مجموعه را غنی و کامل میسازد. مینیاتورهای فراوان و جذابی موجود است، از جمله هتل بزرگ بوداپست از «هتل بزرگ بوداپست» (۲۰۱۴)، مدل دقیق قطار «سفر دارجی لین» از «سفر دارجی لین» (۲۰۰۷) و عروسک «جناب روباه شگفتانگیز» از «جناب روباه شگفتانگیز».
با افزایش بودجهها حساسیت او در حال تحول و تشدید است: در حالی که فیلمهای اولیه مانند راشمور و تنن بامزهای سلطنتی شامل وسایل صحنهای سنتیتر – مثل لباسها، عکسهای پشت صحنه، دفترچهها و اسناد تولیدی – هستند، آثار بعدی او با جاهطلبی و ویژگیهای خاص خود به شکلی انفجاری ظاهر میشوند. بخش مربوط به دستنامهٔفرانسوی (۲۰۲۱) شامل ۱۰ نقاشی انتزاعی عظیم است که هرکدام وزن ۱۰۰ کیلوگرم دارند (در فیلم توسط شخصیت بنیشیو دل تورو نقاشی شده و در واقعیت توسط هنرمند آلمانی‑کیوی سندرو کوپ خلق شده). بخش شهر شهابسنگ (۲۰۲۳) مجموعهای طولانی از دستگاههای خودکار فروشدار جعلی به مقیاس واقعی را به نمایش میگذارد که از مارتینی تا مهمات اسلحه پوشش میدهند. تنها طرح فینیقی (۲۰۲۵) احساسی ناقص دارد – احتمالاً به دلایل لجستیکی، چون همیناکنون منتشر شده است. (فیلم پهناور پیکارسک فقط یک گوشه با چند کابینت از اشیای کوچک را دریافت کرده است.)
تمرکز بهطور کامل بر آثار اندرسن است: بخشی برای پیشزمینه یا دوران کودکی او که در هوستون، تگزاس، فرزند یک مرد تبلیغاتکار و یک مشاور املاک بزرگ شده، وجود ندارد. بهجای آن، با موشک بطری ، اولین فیلم او در سال ۱۹۹۶ و اولین همکاری از بین بسیاری از همکاریها با برادران اوین و لوک ویلسن، آغاز میکنیم. این بخش، با این حال، برخی از بینشهای جذاب در مورد زندگی درونی اغلب مبهم اندرسن را در بر دارد. دفترچههای شخصی او وجود دارد که برای هر فیلم پیشنویس شدهاند و دستخطی بسیار منظم و کوچک دارند. همچنین بودجه چاپی اولین فیلم او به همراه پیام دستی (کمتر منظم) به پدرش موجود است. («این جایی است که ۲,۰۰۰ دلار شما به آن رفت»، او میگوید.)
با این حال، خیلی سادهساده است که این نمایشگاه — و به تبع آن فیلمهای اندرسن — را صرفاً بهعنوان یک مجموعهٔ شیرینیپزی هنری نادیده بگیریم. اغلب این تصور وجود دارد که شیفتگی او به سبک، کمبود محتوا را مخفی میکند؛ اما برای کارگردان ۵۶ سالهٔ تگزاسی، سبک و محتوا جدلاً از هم جدا نیستند. همانقدر که زیبایی بصریاش ثابت است، احساسات او نیز پیوسته است — در تقریباً تمام فیلمهایش، بررسیهای شخصیتی خشک و طنزآمیز از مردان آسیبدیده و عاطفی نارس به چشم میخورد. عوالمی که آنها در آن زندگی میکنند ممکن است بهنظر منظم، متقارن و هماهنگ رنگی باشند، اما شخصیتهای او این ساختگی را زیر سؤال میبرند. همانطور که میگویند زندگی راهی پیدا میکند. و این ممکن است همان تضاد یکپارچهٔ فیلمهای اندرسن باشد.

طبعاً، بهعنوان مجموعهای از اشیاء جمعآوریشده، «وس اندرسن: آرشیوها» عنصر اساسی — عنصر انسانی — را در بر ندارد. با این حال، سعی میکند با استفاده از صفحههای ویدئویی که صحنههایی از فیلمهای مربوطه پخش میکنند و همچنین برخی قطعات پشت صحنه، این خال را تقریباً جایگزین کند. (یک ویدیوی ویژه و دلنشین نشان میدهد که وس اندرسن شخصاً به انیماتورها حرکت شخصیت را در «جناب روباه شگفتانگیز» آموزش میدهد.)
بهنوعی طعنهآمیز، هنگامی که به این لباسهای بدون بازیگر و عروسکهای بیجان نگاه میکنید، نمیتوانید از احساس تقدیر تازهای که برای حرکت در فیلمهای اندرسن دارید، خودداری کنید؛ برای آن عجیبوغریزه و شخصیتی که تنها انسانها میتوانند به آن بیفزنند. وس اندرسن بیش از زیباییشناسیاش است، حتی بیش از مهارت بینقص او — اگرچه همانگونه که این نمایشگاه نشان میدهد، این مهارت بهتنهایی یک شگفتی است.
«وس اندرسن: آرشیوها» تا ۲۶ ژوئیه در موزه طراحی موجود است؛ بلیطها اینجا
