
عکاسی توسط استیفن رویز
سوتبی این هفته تنها دفتر مرکزی جدیدی باز نکرد—بلکه بازگشت به شکل قبلیاش را به نمایش گذاشت.
خانهٔ حراجی ساختمان نماد برتالیستی مارسل بروئر در خیابان مدیسن را به تصرف درآورده است، ساختمانی که پیش از این چندین بار زندگی فرهنگی متفاوتی داشته: ابتدا خانهٔ طولانیمدت موزهٔ ویتنی بود، سپس مت بروئر، پس از آن ضمیمهٔ کوتاهمدت هنر معاصر موزهٔ متروپولیتن و یک پایگاه موقت از مجموعهٔ فریک. اکنون، پس از بازسازی توسط هرزوگ و دی مورون، ساختمان بروئر بار دیگر به شکل دیگری درمیآید—نه دقیقاً موزه، اما یک نمایشگاه به اندازهٔ موزه.
ساختارهای معماری ساختمان بهوضوح باقی ماندهاند. نمای سنگگرانیتی معلق، پنجرههای عمیقنشسته، و سنگینی جدیت پساجنگی. جدید این است که چه اتفاقی در داخل میافتد. مداخلهای که هرزوگ و دی مورون خود را «نیمهنامرئی» مینامد، بیشتر دربارهٔ حذف بود تا افزودن: حذف پارتیشنهای اداری، بازگرداندن نسبتهای اصلی گالری، و نصب سیستمهای آبوهوایی، صوتی و روشنایی که از یک خانهٔ حراجی که میتواند یک نقاشی را به قیمت یک آسمانخراش منهتن بفروشد، انتظار میرود.
بازدیدکنندگانی که وارد لابی میشوند، بلافاصله میان نمایش و خودداری کشیده میشوند. روی یک دیوار یک نقاشی بزرگمقیاس از دامیان هیرست با موضوع شکوفههای گیلاس آویزان است، در حالی که در طرف مقابل، یک اثر لبهدار و رنگینکمانی به شکل مربعهای متحدالمرکز از فرانک استلا قرار دارد. در سمت چپ، یک مجسمهٔ سنگین از ژان آرپ ایستاده است. ویترینها جواهراتی از کارتیر و دیوید وب، ساعتهای رولکس، پاتک فیلیپ و البته یک کیف بیرکین نسخهٔ محدود را زیر نورهای دقیق به نمایش میگذارند؛ در سمت راست، نسخههای نایاب دستنویس شامل اولین چاپهای «هابیت» و «آلیس در سرزمین عجایب» — یک صفحهٔ بصری از شکوه و دانشاندازی. سقفها همچنان با وسایل نورپردازی به شکل سینی از طراحی بروئر پوشانده شدهاند. پوشش کف ترزو، بهدقت خاکستری، و دیوارهای سنگی کلاسیک همچنان دستنخوردهاند و به لابی حس شیک و مستحکمی میبخشند که بیشتر به سمت سکولار میگراید تا مذهبی. اما ساختمان از حالت تعمق به سمت معامله تغییر کرده است، یا همانطور که سوتبی ممکن است ادعا کند، از مشاهدهٔ غیرفعال به گردش فعال.

عکاسی توسط استیفن رویز. بهامتیاز سوتبی
سوتبی این فضا را نه با یک فروش منفرد، بلکه با سلسلهای از نمایشگاهها که شبیه یک نمایشگاه دوسالانهٔ کامل از ثروت خصوصی عمل میکند، افتتاح میکند. سه مجموعهٔ تکمالک فوقالعاده — لئونارد ای. لاودر، سندی و جی پریتزکر، و مجموعهٔ Exquisite Corpus — فصل نوامبر را پایهگذاری میکنند؛ که بهطور کلی ارزش آنها در بالاترین حد بیش از یک میلیارد دلار تخمین زده میشود، که دو برابر مجموع سال گذشته برای همان فصل است.
از گنجینهٔ لاودر سه اثر گوستاو کلیمت میآیند که هر یک برای اولین بار در حراج به نمایش گذاشته میشود؛ از مجموعهٔ پریتزکر، یک طبیعتساکی ونگوگ که خانهٔ حراج بهعنوان یکی از بهترین نمونههای هنرمند در دست خصوصی معرفی میکند؛ و از مجموعهٔ Exquisite Corpus، یک نقاشی فریدا کاهلو که برای بازنویسی رکورد برای یک هنرمند زن در حراج جایگاه یافته است. فروش شبانهٔ معاصر بر آثار باسکیا، تاجها (پسو نتو) و توالت طلایی ۱۸ عیار ماوریتزیو کاتلان به نام آمریکا متمرکز است — کاری که پیشنهاد اولیهاش به قیمت طلا در همان لحظهای که چکش میزند، مرتبط خواهد بود.
همه اینها برای عموم بهصورت رایگان قابل مشاهدهاند تا چکش بهصدا درآید.
با این گام، سوتبی بهطور اساسی یک مکان تاریخی هنری را به یک مکان تجاری تبدیل میکند. برخلاف دفتر مرکزی قدیمی در خیابان یورک — مکانی که بهدلیل داشتن کسبوکار قبلی در آنجا میرفتید — ساختمان بروئر برای بازدیدکنندگان بدون پیشثبتنام، گردشگران، کلکسیونرها، اینفلوئنسرها و حتی کسانی که صرفاً کنجکاوند، خدمات ارائه میدهد. این یک شرط است که جو اتمسفر نمایش بهسبک موزه میتواند با سرعت فروشهای سطح بالا ترکیب شود.
اگرچه ساختمان کوچکتر از یورک اونیو است، هدف آن بیشتر متمرکز است و این حس را القا میکند. دیوارهای قابل جابجایی اجازه میدهند گالری چهارم در روزهای حراج به فضای فروش تبدیل شود، هرچند با کمی فضا کمتر. یورک اونیو برای یک حراج بیش از ۳۰۰ بازدیدکننده حضوری ظرفیت داشت؛ بروئر برای ۲۰۰ نفر فضا دارد. برای جبران این، خانهٔ حراجی سرویس پخش زندهٔ خود را ارتقا داده تا افرادی که از خانه تماشا میکنند، «احساس کنند که در همان اتاق هستند»، به گفتهٔ لیزا دنیسون، معاون اجرایی و رئیس سوتبی در آمریکا. (لیزا که سالها در موزه گوگنهایم کار کرده بود، به مطبوعات یک تور دلپذیر از گالریها و نکات برجستهٔ فروشها ارائه داد؛ این تور با اشارهٔ او به این جمله آغاز شد: «فکر میکنم میتوانید موزه را از دختر بگیرید، اما نمیتوانید دختر را از موزه بگیرید.»)
قبل از آغاز تورها، چارلز استوارت، مدیرعامل، فروشهای پیشرو در نوامبر را «بزرگترین و بهترین فروشهایی که در یادمان داریم» توصیف کرد. زیرمتن این است که سوتبی در پنج سال اخیر پرتفوی جهانی املاک خود را ساخته است تا با جغرافیای ثروت همراستا باشد؛ هنگکنگ، پاریس، اکنون دوباره نیویورک — اما با پرستیژ خیابان مدیسن.
اینکه این یک تغییر عمیق یا یک مانور املاک براقانهٔ صحنهسازی شده است، به نحوهٔ تعریف شما از «عموم» بستگی دارد. هنر بهصورت رایگان قابل مشاهده است، اما تنها تا زمان خرید آن. بروئر همواره هنر را بهصورت موقت در خود نگه داشته؛ این فقط زمانبندی را کوتاهتر میکند. اما این یک افزودنی شیک (باز) به خیابان مدیسن و بهطور کلی به دنیای هنر نیویورک است.
