
کتاب جدیدی به تجلیل از همکاری سوزان ویل و همسرش رابرت رائوشنبرگ میپردازد؛ آنها در طول زندگی زناشویی خود، مجموعهای از آثار شگفتانگیز بر روی کاغذهای طرح آبی خلق کردند.
در سال ۱۹۴۹، در زمان اقامتش در خانهٔ خانوادگیاش در جزیرهٔ اوتر، کانکتیکت، هنرمند سوزان ویل همسر زمان خود، رابرت رائوشنبرگ، را با روش ساخت سیانوتیپها آشنا کرد – روشی برای تصویرسازی که شامل نوردهی کاغذهای طرح آبی به نور و به کار گرفتن اشکال و اشیایی برای مسدود کردن نور و برجای گذاشتن رد بر روی کاغذ میشود. در چند سال پس از آن، این دو به کار مشترک بر روی آثار طرح آبی ادامه دادند. اکنون این مجموعه از تصاویری شبیه به ابرهای آبی عمیق و متنوع، در کتابی نوین به نام نقشههای آبی رابرت رائوشنبرگ و سوزان ویل، ۱۹۵۲ (منتشر شده توسط استنلی/بارکر) جمعآوری شده است.






۸ نقشههای آبی رابرت رائوشنبرگ و سوزان ویل، ۱۹۵۰
ویل در کودکی تحت راهنمایی مادربزرگش که به عنوان یک جوان، پرترههای خود را با رولهای کاغذ طرح آبی در دفتر معمار پدرش میساخت، سیانوتیپسازی را یاد گرفته بود. این سنت از طریق نسلها در خانواده منتقل شد و ویل همراه با برادرش تابستانهایشان را در جزیره میگذراندند و وینیتهای تکرنگ آبی از گلها، صدفها و سایر اشیای یافتشده میساختند. سالها بعد، وقتی این دو هنرمند جوان تابستان ۱۹۴۹ را در جزیره سپری کردند، رائوشنبرگ نیز به همان اندازه مسحور این فرآیند جادویی شد.
رائوشنبرگ، که در سال ۲۰۰۸ درگذشت، بهطبیعی تبدیل به یکی از برجستهترین هنرمندان آمریکا شد. پژوهشهای او در زمینهٔ بیانگرایی انتزاعی بهمنظور پیشنویس هنر پاپ شناخته میشود. ویل که امروز ۹۵ سال دارد، همچنان یک مسیر هنری پربار (اگرچه کمتر شناختهشده) را ادامه میدهد. تعهد او به طول عمر به هنر شامل نقاشی، عکاسی و آثاری آزمایشی است که بهطور مستمر سعی دارند نقاشی را فراتر از دو بُعد بوم گسترش دهند.

این دو ابتدا در دورهٔ آموزش در آکادمی جولین پاریس در اواخر دههٔ ۱۹۴۰ با یکدیگر آشنا شدند. «ما هر دو شیفته نقاشی بودیم – ما واقعاً نقاشان دیوانهای بودیم. میخواستیم – نیاز داشتیم – هر لحظه، تمام وقت نقاشی کنیم»، سوزان ویل در گفتگویی با لو استوپارد که در کتاب بهعنوان مصاحبهای آورده شده، بازگو میکند. اگرچه حس میشود که این اتفاق «قرنها پیش» بود، ویل زمان سپریشده با رائوشنبرگ در جزیره اوتر و اولین آزمایشهایشان با طرح آبی را نیز به یاد میآورد. «این کاری بود که برای لذت و زیباییاش انجام میدادیم. این تعطیلات تابستانی از مدرسه هنر بود و باب با خانوادهام در جزیرهٔ کوچکشان ماند. ما خیلی نقاشی کردیم و من دربارهٔ شادمانیهای کودکیام با طرح آبی صحبت کردم». با خریدن یک رول کاغذ طرح آبی از فروشگاه لوازم معماری، آنها به ساختن ترکیببندیهای حاوی برادر ویل پرداختند؛ او که در سن سه سالگی بود، اندازهٔ ایدهآلی برای جاگیری راحت بر روی کاغذ داشت. آنها او را با چوبهای دریایی و زبالههای ساحلی که یافتند احاطه کردند. «احساس میکردیم که با هم در حال کشف چیزی هستیم»، او میگوید.
این دو پس از بازگشت به نیویورک به کار بر روی نقشههای آبی ادامه دادند؛ حتی در مقیاس بزرگتری در باغ کوچک آپارتمانشان یا داخل آشپزخانه و سرویس مشترک، با استفاده از لامپ فرابنفش برای توسعه وینیتهای نیلی خالص خود کار میکردند. برای ویل، جذابیت طرح آبی در پتانسیل مقیاس آثار نهفته بود – هر چه کاغذ بزرگتر، تصویر بزرگتر. با کاغذی به اندازهٔ کافی بزرگ، میشد تصاویر بهاندازهٔ کامل را با استفاده از بزرگسالان بهعنوان مدلها خلق کرد. «من واقعاً میخواستم در کارم بسیار فعال باشم – و مقیاس با این هدف ارتباط دارد»، او توضیح داد. «برای تمام زنانی که هنرمند انتزاعی بودند، شما در حال بررسی افکار پیچیدهتان دربارهٔ فرد بودن و همه چیز بودید. این بهسادگی یا مستقیم بودن یک اظهاری مانند «میخواهم جایگاهی در جهان داشته باشم» نبود – بلکه دربارهٔ تلاش برای سازگاری با کار خود، جدی گرفتن آن و داشتن حس قدرت بود.»

جنبش هنر انتزاعی در نیویورک دههٔ ۱۹۵۰ همچون باشگاه پسران بود که با افسانهٔ اسطورهای «آوانگارد» مرد هنرمند حکمرانی میکرد. نقاش مدرن آمریکایی هانس هوفمان گاهی بهطور گزارش شده اظهار کرد که به دانشآموزش، لی کراسنر، یک تمجید مشکوک گفت: «این نقاشی آنقدر خوب است که هرگز نمیتوانست دانست زنی آن را خلق کرده است». در همان گفتگو او به تأثیر عظیم کراسنر بر کار همسرش، جکسون پولاک، اشاره کرد. این داستان بهدقت نشان میدهد که چگونه زنان در طول قرن بیستم از جهان هنر انتزاعی حذف و نادیده گرفته شدند. آثار ویل در مجموعههای موزهٔ متروپولیتن و موزهٔ هنرهای مدرن نیویورک، موزهٔ ویکتوریا و آلبرت لندن، و موزهٔ جِیپل گتی در کالیفرنیا بهعنوان چند نمونه گنجانده شدهاند؛ اما او هرگز از اعتبار و نقدی که برای همتایان مرد خود بهدست آمده است، بهرهمند نشده است.
در زمان ازدواجشان، ویل عضو گروه اعتراض و فعالگری «هنرمندان حرفهای زن نیویورک» بود. «من کارم را بسیار جدی میگرفتم و وقتی افراد نسبت به زنان رفتار سختگیرانهای داشتند، احساس نارضایتی میکردم»، او بیان میکند. «من قطعا یکی از ستونهای جنبش زنان بودم؛ در چندین گروه حضور داشتم و … احساس میکنم که این وضعیت وحشتناک است. نادیده گرفته شدن بهدلیل زن بودن، کاری بسیار بیماریزا است. واقعاً اینگونه است. این ایده که زنان باید در خانه بمانند، از فرزندان مراقبت کنند و آشپزی کنند، و این همان کاری است که انتظار میرود انجام دهند … اکثر افراد معتقد بودند مردان خالقان مهمتر هنر هستند، بنابراین تمرکز خود را بر روی مردان میگذاشتند.»

نقشههای آبی رابرت رائوشنبرگ و سوزان ویل، ۱۹۵۰ توسط استنلی/بارکر منتشر شده و هماکنون در دسترس است.
