در اولین روز کریسمس، طالعبینی به من داد … 12 علامت زودیاک کارهای بیش از حد
نوشته: والی مسا

تعطیلات سرشار از سنتهاست، اما بهندرت چیزی بهاندازهٔ «دوازده روز کریسمس» بهسرعت شناسایی میشود.
خواه در حین بستهبندی هدایا در پسزمینه پخش شود، خواه بهصورت نمایشی در جمعهای خانوادگی خوانده شود، سرود تعطیلات یادآور شادمانی است که کریسمس به زودی میرسد.
چیزی که دوازده روز کریسمس را اینقدر جذاب میکند، بیباکی در افراطگراییاش است. هدایا انبوه میشوند، ابیات طولانیتر میشوند و همه همزمان میخوانند، با اینکه کاملاً میدانند همهچیز چقدر مسخره است.
اگر چیزی دیگری وجود داشته باشد که بر تکرار، الگوهای شناختهشده و اندکی آشوب میتازد، آن هم طالعبینی است. پس وقتی یک سرود کریسمس چند صدهساله را با شخصیتهای زودیاک ترکیب میکنید چه اتفاقی میافتد؟
ساده است: 12 علامت وجود دارند که حتماً در طول تعطیلات رفتار نادرست خواهند کرد. از آغازگر تا نالهگر، همه میتوانند در هرجومرج فصلی شرکت کنند.
ادامه مطلب برای نسخهای کیهانی بههمریخته از دوازده روز کریسمس.
در اولین روز کریسمس، حمل به من داد …

یک بازجویی بیمعنی صرفاً به این دلیل که ناگهان تمایل به جدال دارند.
این میتواند بهصورت معصومانهای با سؤال بیخطر شروع شود، ولی در عرض چند دقیقه تبدیل به مناظرهای پرشور دربارهٔ چیزی میشود که هیچکس حتی بهخاطرش نمیآورد که شروع کرده باشد.
حمل در واقع عصبانی نیست؛ فقط خسته، بیقرار است و مشتاق ایجاد آشوب است. این علامت تحت حکمرانی مریخ مشهور است که منطق شما را به چالش میکشد و بهگونهای شما را به یک مناظرهٔ داغ و ادامهدار میکشاند که کاملاً غیرضروری اما بهطرز عجیبی نشاطبخش است.
در دومین روز کریسمس، ثور به من داد …

… یک سخنرانی کامل دربارهٔ اینکه راحتی چرا بیش از هر چیز دیگری در برنامهٔ تعطیلات مهم است.
ثور با اعتقاد کامل به اینکه تعطیلات برای استراحت، لذت و خوشگذرانی است، به میهمانی میآید؛ نه برای شتابزدن در شهر یا پایبندی به برنامههای غیرضروری.
آنها با شور و شوق از ماندن در پیژامه و لغو برنامههای بیرون رفتن برای پختن تعداد بیشتری از کلوچهها دفاع میکنند. تا پایان روز، ممکن است خود را کاملاً منجذب و در یکی از گرانترین پتوهایشان پوشانده ببینید.
در سومین روز کریسمس، جوزا به من داد …

… یک دروغ بیخطر دربارهٔ اینکه «بهکلبهکل نگاه نکردم» در جورابشان یا سبد خرید شما برای هدیهٔ کریسمسشان.
کنجکاوی جوزا بیحد و حصر است، اما این ویژگی بهویژه در فصل تعطیلات، زمانیکه با بازیگوشیهای پیرامون هدیهدادن به اوج میرسد، برجسته میشود. همچنین، اگر این علامت هوایی بهصورت ظریف با سؤالهای بهنظر خاص و دقیق شما را مورد بازجویی قرار داد، تعجب نکنید؛ این همه بخشی از لذت آنهاست.
در چهارمین روز کریسمس، سرطان به من داد …

… یک ارزیابی عاطفی که شما درخواست نکردهاید.
سرطان احساس زیرزمینههای عاطفی را بهتر از هر کس دیگری درک میکند و دینامیکهای خانوادگی در طول تعطیلات نیز از این قاعده مستثنی نیستند. او میداند که وقتی کسی نسبت به معمول ساکتتر است یا انرژی منفی به فضا سرایت میکند. در نقطهای این علامت آب بهملایمتان کنارتان میآید تا بپرسد واقعاً چطورید، در حالی که درگاهی را باز میکند که شاید نیازی به عبور از آن نداشته باشید.
در پنجمین روز کریسمس، اسد به من داد …

… یک عکاسی غیردرخواستی چون «نور خوب است و تو بامزه بهنظر میرسی، باور کن».
اسد زندگیاش بهدنبال جادوی تعطیلات است، بهویژه وقتی نوبت به ثبت لحظات خاص میرسد. بهمحض اینکه پسزمینهٔ ایدهآل را بیابد، این علامت آتشین بر این اصرار میکند که فقط یک عکس دیگر بگیریم تا ناگهان به یک تولید کامل تبدیل شود.
در ششمین روز کریسمس، سنبله به من داد …

… نقدی بیرحمانه و صادقانه دربارهٔ تکنیک بستهبندی هدیهتان… که بههمراه یک نمایش کامل میآید.
سنبله نمیتواند از نگاه به جزئیات دقیق چشمپوشی کند. این شامل تاپهای نامنظم یا خطوط ناصحیح نوار چسب نیز میشود. نخست سعی میکند سکوت کند، اما سرانجام تسلیم میشود، چرا که این علامت زمینی همواره مصمم به بهبود محیط اطرافش است.
در هفتمین روز کریسمس، ترازو به من داد …

… بحرانی کوچک دربارهٔ هویت و اینکه کدام لباس را بپوشم، و درخواست از شما برای «فقط یکی را انتخاب کنید».
ترازو میخواهد در طول تعطیلات همه چیز درست بهنظر برسد و ظاهرش نیز مستثنا نیست. این علامت هوایی ممکن است بارها لباس عوض کند، نظرات دیگران را بپرسد، سپس فوراً به آنها شک کند.
در هشتمین روز کریسمس، عقرب به من داد …

… سکوت نمایشی پس از اینکه کسی نظری داد که او را اذیت میکرد.
یک لحظه همه چیز بهظاهر عادی میماند. سپس، عقرب بهتمامی تعاملات میپرد و انرژی در اتاق خانوادگی بهگونهای تغییر میکند که نمیتوان نادیده گرفت. این علامت آب اعلام نخواهد کرد چه چیزی او را آزار داده، اما حضور او بهتنهایی احساس میکنید که شما به او صدمه زدهاید و تنها کسی در آن فضا هستید.
در نهمین روز کریسمس، قوس به من داد …

… یک برنامهٔ ناگهانی که قطعاً برنامههای شما را بههم میزند.
قوس بهدنبال آزادی و ماجراجویی است و تعطیلات این تمایل او برای شکستن روتین را تقویت میکند. این علامت آتشین سفرهای لحظه آخری، بیرونرفتهای ناگهانی یا تغییرات ناخواسته در برنامهٔ تعطیلات پیشنهاد میدهد که همه را در حالت هوشیار نگه میدارد. احتمالاً شما، برخلاف قضاوت بهتر خود، با آن همراه میشوید.
در دهمین روز کریسمس، جدی به من داد …

… یادآوری منفعلعجیبانه که هنوز باید کسی کار کند و همه چیز را در کریسمس زیر پا نگه دارد.
جدی به انضباط و پشتکار باور دارد، حتی در طول فصل تعطیلات. این علامت زمینوار به طور غیررسمی به مهلتها و برنامههای بلندمدت اشاره میکند در حالی که دیگران در حال استراحت هستند. انرژی او پایهدار و محرک است، هرچند در ابتدا ممکن است حسسوزی ایجاد کند.
در یازدهمین روز کریسمس، دلو به من داد …

… یک نظریهٔ توطئهٔ بحثبرانگیز در وسط شام که اصلاً ربطی به تعطیلات ندارد.
دلو همهچیز را زیر سؤال میبرد؛ این علامت هوایی بهدلیل ارائه دیدگاههای غیرمتعارف که مکالمات جذابی را بهوجود میآورد… و آشفتگی ایجاد میکند، معروف است. آنچه بهعنوان یک مشاهدهٔ عجیب آغاز میشود، بهسرعت به یک بحث مخرب دربارهٔ فرهنگ و تاریخ تبدیل میشود. او نیت خوبی دارد — فقط از فرصت استفاده میکند تا پرهای دیگران را تکان دهد.
در دوازدهمین روز کریسمس، حوت به من داد …

… یک ویدئوبلاگ خانگی و مخفی از تمام سال که بهتنهایی توسط او ساخته شده است.
این کار بهصورت معصومانه با موسیقی ملایم و کلیپهای نوستالژیک شروع میشود، اما بهتدریج متوجه میشوید که بهطرز تهاجمی در تمام فیلم حضور دارید. نه بهصورت دلنشین. حوت حتماً زوایای بدون فیلتر و صحنههای خجالتآوری را که شما رضایت نداشتهاید، اضافه میکند تا برای همیشه حفظ شوند. اما بین خندیدن و ساشو خوردن، بهطرز عجیبی از این یادگارها سپاسگزارید. عشق این علامت آب به نگاهی به مردم تقریباً سمی است.
