داستانهای این نویسنده بهدلیل سکسگرایی، طبقهگرایی، چاقیستیز و موارد دیگر مورد انتقاد قرار گرفتهاند

کتابهای کودکان دیوید والیمز پس از اینکه ناشرش هارپرکالینز او را کنار گذاشت و بهدلیل اتهامات رفتار نامناسب علیه نویسنده مطرح شد، با دقت بیشتری مورد بررسی قرار میگیرند.
بهنظر میرسد یک همکار تازهکار دربارهٔ رفتار او شکایت کرده و این منجر به مصاحبه با سایر پرسنل شده است.
کارمندان پیشین به تلگراف اعلام کردند که به آنها توصیه شد هنگام ملاقات با او بهصورت دو نفره کار کنند و از مراجعه به منزل او خودداری کنند.
سخنگویی از والیمز گفت او «قاطعانه انکار میکند» هر ادعایی و از تحقیق هارپرکالینز آگاه نبوده و در آن دخالت نداشته است.
والیمز سالها با انتقادات عمومی فراوانی مواجه بوده است، از جمله بهخاطر استفاده از «چهرهسیاه» در لیتتل بریتن و اظهارات زشت دربارهٔ مسابقهکنندگان در زمان حضورش در بریتینز گات تلنت.
اگرچه کار ادبی او بسیار موفق بوده است – او برای هارپرکالینز حدود ۱۰۰ میلیون پوند فروش ایجاد کرده است از طریق دهها کتاب که بیش از ۶۰ میلیون نسخه فروختهاند و بهطور گسترده در مدارس استفاده میشوند – کتابهای والیمز نیز بهطور مکرر بهدلیل کلیشههایی که تقویت میکنند، مورد انتقادهای منفی قرار گرفتهاند و به سکسگرایی، طبقهگرایی، چاقیستیز و موارد دیگر متهم شدهاند.

سکسگرایی
والیمز بهطور مکرر دربارهٔ شخصیتهای زنانهای که لباست ندارند و در شرایط خجالتی قرار میگیرند مینویسد. در کتاب ۲۰۱۳ دِمون دنتیست، وینی، یک مددکار اجتماعی با «پشت بزرگ»، در یک نرده سیمی گیر میکند و از آن عبور میشود.
در داستان، والیمز مینویسد: «چند لحظه طول کشید تا وینی بفهمد که اکنون فقط با لباس زیرش است… ایستاده در سینهبند و شورت. سینهبند او بزرگترین سینهبندی بود که آلفی تا به حال دیده بود. بهنظر میرسید بتواند به راحتی دو توپ فوتبال را در خود جای دهد و رنگ آن نارنجی درخشان بود. شورتها که میتوانست بهعنوان چادر بازی کودک هم استفاده شود، رنگ صورتی تکاندهندهای داشت.»
در نقطهای دیگر، والیمز مینویسد: «وینی به سمت پسر خیره شد. او بر روی مبل سر خورد و چهرهٔ بزرگ و چاقش به نزدیک چهرهٔ او رسید.»
در تمام کتابهای والیمز، شخصیتهای زنانه بهعنوان بیفایده یا غائب، درگیر روابط نامشروع یا رها کنندهٔ فرزندانشان به تصویر کشیده میشوند.
در پسر میلیاردر (۲۰۱۰)، شخصیت سافایر استون، یک «دختر صفحهٔ سوم» که بهعنوان طمعگر ثروت نشان داده شده است.
والیمز مینویسد: «جو به صفحه نگاه کرد. عکسی از زنی بود که بهنظر میرسید لباسهایش افتادهاند. موهایش سفید رنگ و بلوند شده بود و آنقدر آرایشی بر چهرهاش بود که فهمیدن زیبایی یا نازیستی او دشوار شد. زیر تصویر نوشته شده بود: «سافایر، ۱۹ سال، از برادفورد. عاشق خریدن، از فکر کردن متنفر».»
چاقیستیز
در تمام کتابهای والیمز بارها به وزن زیاد (که در روایتهای او به معنای زشتگی محسوب میشود) برخی شخصیتها اشاره میشود.
خانم درییتی در کتاب ۲۰۱۵ فرار بزرگ پدربزرگ بهدلیل اندازهاش نمیتواند از آپارتمان خود بیرون برود. «او همیشه زنی بزرگ بوده است»، یک شخصیت در داستان میگوید، «اما از زمان زندگی بالای یک فروشگاه شیرینی، او باد کرده است. اگر بخواهد بیرون بیاید، باید جرثقیلی اجاره کنم و دیواری را فروریزم.»
در همین حین، شایلا، شخصیت مادر همسر در کتاب ۲۰۱۲ راتبرگر، اینگونه توصیف میشود: «مادر همسر زویی نسبتاً کوتاه بود، اما با اینکه بهعرضی برابر با ارتفاعش بود جبران میکرد.»
او اضافه میکند که او «آنقدر تنبل است که از زویی میخواهد دمکش را برایش بگیرد، هرچند زویی همیشه «نه» میگوید. شایلا حتی میتواند هنگام تغییر کانال با ریموت تلویزیون صدای آهی درآورد.»

حذف شخصیت چینی «برین وانگ، که هرگز، هیچوقت اشتباه نمیکرد»
در سال ۲۰۲۱ اعلام شد که داستانی حاوی «تصورات کلیشهای مضر» دربارهٔ افراد چینی از کتاب ۲۰۱۶ دیوید والیمز، بدترین کودکان جهان حذف خواهد شد.
پادکستری به نام جرجی ما این داستان را که حول محور پسربچهٔ دانشآموختهٔ جوان چینی به نام برین وانگ میچرخید، در یک پست اینستاگرامی همان سال محکوم کرد.
در گفتوگو با فروشنده کتاب، ما گفت که این داستان «شوخیهای مبتنی بر اقلیتها را از سنین پایین عادی میکند» و تعدادی «کلیشههای منفی» که داستان تداوم میدهد، شناسایی کرد.
اینها شامل نحوهٔ تصویر کشی شخصیت است («او عینک میزند، شبیه یک نِرد است، چشمهای کوچک دارد»)، شوخیهای مربوط به نام او، و ویژگیهای کلیشهای شخصیت او میشود.
«کل شخصیت بر پایهٔ اسطورهٔ «اقلیت مدل» بازی میکند؛ که در آن مردم چینی بهعنوان نِرد، پیگیر تحصیل و در ریاضیات مهارتدار، غیرمقابلپذیر و موفق شناخته میشوند.»
در بیانیهای در آن زمان، هارپرکالینز گفت: «پس از مشورت با نویسنده و تصویرگر خود، میتوانیم تأیید کنیم که داستان جدیدی برای جایگزینی «برین وانگ» در نسخههای آیندهٔ بدترین کودکان جهان نوشته خواهد شد.»
راج صاحب فروشگاه
راج شخصیتی است که در بسیاری از کتابهای والیمز ظاهر میشود و بهعنوان یک کلیشهٔ تنبل مورد انتقاد قرار گرفته است. او یک فروشنده روزنامه و نشریات آسیایجنوبی است که بهصورت انگلیسی غیراستاندارد صحبت میکند و بهخاطر صرفهجویی بیش از حد و فروش مواد غذایی منقضیشده به مشتریان مشهور است.
در سال ۲۰۱۸، پس از انتشار اقتباس تصویری کتاب باند نیمهشب در شبکهٔ بیبیسی یک، محمد شفیق، مدیرعامل بنیاد رمضان، از اولین افرادی بود که این تصویر را محکوم کرد.
«این یک شخصیت کلیشهای است»، او گفت. «هدف قرار دادن یک جامعه و دلالت بر اینکه فروشندگان این جامعه در فروش غذاهای منقضی مشارکت دارند، بهطور عمیقی غیرقابلپذیر است.»
«این مزخرف است. در اکثر موارد این فروشندگان ستون اصلی جامعهشان برای دههها بودهاند و من با این شوخی احساس ناراحتی میکنم.»
«دوست دارم با دیوید والیمز دربارهٔ این موضوع گفتگو کنم تا دلیل و منطقی که پشت این کار دارد را درک کنم.»
گری گیبل، سردبیر مجله سِرشلیت و فعال ضد نژادپرستی، نیز نگرانیهای خود را بهاشتراک گذاشت.
او میگوید: «والیمز در ذهن کودکان میکارد این باور که فروشندگان آسیایی بدکار یا غیرقابلاعتماد هستند.»
«کل کلیشهسازی ننگین است. این همان نوع کلیشهسازی است که در ادبیات ضدیهودی پیش از جنگ دربارهٔ تقلب یهودیان در تجارت مشاهده میشد. من این را بسیار هشداردهنده میدانم.»
در یک پادکست ۲۰۲۳ برای Tortoise Media، روزنامهنگار کلودیا ویلیامز گفت که افراد ارشد ناشرین به او گفتند که نمیخواهند فرزندانشان کتابهای والیمز را بخوانند. «یکی گفت که احساس میکند برخی عناصر کتابها نژادپرستانه هستند و نمیتوانند باور کنند که این کتابها از مرحلهٔ ویرایش عبور کردهاند»، او افزود.
طبقهگرایی
در سال ۲۰۲۰، فعال و نویسنده غذا، جک مونرو داستانهای کمدین را «چیزهای بیمعنی سخرهآمیز طبقهگرایی و چاقیستیز» نامید.
در یک رشته توییتی در X (که پیش از این توییتر بود) که ویروسی شد، مونرو چندین کتاب والیمز را استناد کرد، از جمله بدترین والدین جهان که در تابستان ۲۰۲۰ منتشر شد.
مونرو والیمز را به «هدف قرار دادن طبقهٔ کارگر» متهم کرد و اشاره کرد که چقدر از مطالب او از سریال محل بحث لیتتل بریتن بازنویسی شدهاند.
او والیمز را به دلیل نشان دادن یک مادر تنها دو فرزند که در یک برج آپارتمانی زندگی میکند، بهعنوان یکی از «بدترین والدین جهان» محکوم کرد؛ در حالی که «تمام کاری که او انجام میدهد این است که فرزندانش را دوست داشته باشد و به آنها بخنداند».
مونرو افزود: «آگاه هستم که شاید بهعنوان یک پرندهٔ غمگین بیلذت بهنظر برسم، اما یک مرد سفیدپوست ثروتمند که از زنان طبقهٔ کارگر بهعنوان لطیفههای خستهکنندهاش استفاده میکند و سپس این داستانها را بهصورت ناندستبهدست به کودکان میسپارد، افسوسبار است.»
تلگراف یادآوری کرد که «جرائم این شخصیت فقط این است که او یک لباس «خیلی بد، دستساز» میپوشد و خستهکننده است».
