توسط تام می
هر چه بیشتر هنرمندان به جای تبلتها، ذغال چوب را برمیگزینند؛ به جای صفحهنمایشها، ایستندهای نقاشی را انتخاب میکنند؛ و به جای کمال هوش مصنوعی، بدنهای واقعی انسانها را ترجیح میدهند.
اگر از طریق پیوندهای موجود در سایت ما خرید کنید، ممکن است برای ما کمیسیون وابستهای حاصل شود. اینگونه کار میکند.

چند سال پیش بهنظر میرسید که هنرهای فیزیکی در مسیر عکاسی فیلمی آنالوگ قرار دارند. ابزارهای دیجیتال هر روز بهتر، سریعتر و ارزانتر یا حتی رایگان میشدند. نقاشی روی iPad منطقیتر از حمل بومهای سنگین بهنظر میآمد. یادگیری رسم روی تبلت Wacom نسبت به خرید دفترهای طرحکشی و ذغال چوب عملیتر بهنظر میرسید. آینده واضحاً دیجیتال بهنظر میرسید و هر کسی که هنوز رنگ روغن را بهدست مخلوط میکرد، حداقل دلپذیر یا در بدترین حالت سرسخت بهنظر میرسید.
اما اینطور نیست.
همیناکنون اگر وارد کلاس کشیدن از زندگی شوید، خواهید دید که پر از افراد در دهه بیست زندگی است. گروههای نقاشی در فضای باز را هر آخر هفته در پارکها بررسی کنید: آنها همه بازنشستگان برای پر کردن وقت نیستند. چیزی غیرمنتظره در حال رخ دادن است.
هنرمندان جوان به جای رنگهای مصنوعی، رنگهای واقعی؛ به جای مدادهای پلاستیکی، مدادهای واقعی؛ و به جای مدلهای دیجیتال، از مدلهای زنده استفاده میکنند. آنها تشریح بدن را به شیوهٔ سنتی میآموزند. استندهای نقاشی را به بیرون میبرند تا آنچه میبینند، نقاشی کنند.
چه عاملی پشت این روند است؟
هوش مصنوعی بخشی از این داستان است؛ اما تمام داستان نیست. برای بسیاری، در واقع همهگیری بود که این مسیر را روشن کرد.
در حالی که بیشتر مردم در خانههای خود ماندند و به صفحهنمایشها خیره شدند، بسیاری از جوانان کاری ساده انجام دادند: بیرون رفتند. نه برای گرفتن عکسهای مرجع، بلکه برای واقعاً نقاشیِ آنچه میدیدند، آنجا، با رنگ واقعی و چسبناک. و در دنیایی که بهطور کلی قفلگذاری شده بود، نقاشی در فضای باز – آن کار سنتی که شاید پدر معلم هنر شما انجام میداد – ناگهان بهنظر میرسید هیجانانگیزترین چیز در جهان باشد.
اخیراً هوش مصنوعی ظاهر شد و همه چیز را عجیبتر کرد. اکنون هر کسی میتواند چند کلمه تایپ کند و در ۳۰ ثانیه یک پرترهٔ کاملنما دریافت کند. پس هدف صرف سالها برای یادگیری رسم یک چهره چیست؟ بهنظر میرسد که همهچیز مهم است.

ضبط لحظه
روند رشد کشیدن ژست حتی واضحتر است. اگر با آن آشنا نیستید، اصل آن ساده است. یک مدل یک وضعیت را برای مدت زمانی بین ۳۰ ثانیه تا دو دقیقه نگه میدارد و شما سعی میکنید جوهرهٔ آن (حرکت، وزن، انرژی) را با خطوط سریع و آزاد بهدست آورید. برای جزئیات زمان ندارید. شما یک شکل کامل رندر نمیکنید؛ بلکه چیزی زنده و غیرقابل تکرار را میگیرید.
@mewmewclara
🎶 I’ve Seen It – Olivia Dean
با این حال، این هنرمندان جوان ترسناک فناوری نیستند. iPadهای خود را نمیسوزانند یا از Photoshop دور نمیشوند. در عوض، دیجیتال و آنالوگ را بهعنوان ابزارهای مکمل میپذیرند که هریک دارای مزایای خاص خود هستند. برخی حتی ممکن است جلسات نقاشی در فضای باز خود را در TikTok مستند کنند: سه ساعت نقاشی فشردهشده در ۹۰ ثانیه، به همراه ابرهای زمانسریع و صداگذاری lo‑fi.
در نتیجه، آنچه در حال ظهور است، یک روش ترکیبی نوین است. هنرمندانی که هر دو جهان را میفهمند، میتوانند بهصورت روان بین آنها حرکت کنند؛ میدانند چه زمان از دیجیتال استفاده کنند و چه زمان تبلت را کنار بگذارند و قلممو بگیرند. آنها از فناوری نمیترسند؛ فقط میدانند که بهتنهایی، جایگزین درک، نگاه و حضور واقعی نمیشود.
بهاختصار، ادعاهای «مرگ نقاشی» بهطرز چشمگیری اغراقآمیز بودهاند. در آغاز سال ۲۰۲۶، از جایی که ایستادهام، هرگز اینچنین حس زنده بودن نکردهام.
