
عکاس برنده جوایز، استیفن ویلکس، دو عکس را در «عکسهای سال» نشنال جیوگرافیک امسال دارد؛ رویدادی که ۲۵ تصویر برتر و مهمترین عکسهای منتشرشده در شمارههای امسال نشنال جیوگرافیک را گرامی میدارد. این عکسها، تصاویر مشهور روز تا شب ویلکس، لایهٔ جدیدی — زمان — به صحنههای زیبا از حیاتوحش میافزایند.
دو عکسی که ویلکس به نمایش گذاشتهاند، هر دو حیاتوحش را نشان میدهند، اما به روشهای بسیار متفاوت و در اقلیمهای کاملاً متفاوت. یکی از آنها نشاندهندهٔ کلنی شیرهای دریایی استِلر در آبراه مالاسپینا، بریتیش کلمبیا، کانادا است، در حالی که دیگری حوض آبپذیری که توسط خشکسالی در دلتا اوکاوانگو، بوتسوانا، آسیب دیده را به تصویر میکشد. شیرهای دریایی استِلر، بهدلیل محافظتهای بسیار قویتر دولت کانادا، در حال بازسازی جمعیت هستند. آنتلوپها، اسبهای آبی، فیلها و دیگر حیوانات در بوتسوانا پس از خشکسالی پنج ماهه با دشواری روبهرو بودند و برای هر قطرهٔ آب آخرین رقابت را میکردند؛ در شرایط عادی، آنها بهسوی زندگی مسالمتآمیز همزیستی میکردند.
در حالی که ویلکس سالها رازهای پردازش پس از عکاسی خود را نزدیک به سینهٔ خود نگه داشته بود، بهعنوان بخشی از «عکسهای سال ۲۰۲۵»، این عکاس نگاهی بیسابقه به چگونگی کار او و تیم بااستعدادش برای تبدیل عکسهای گرفتهشده در طول ساعتها، گاهی روزها، به ترکیب نهایی زمانی ارائه داده است.

«همیشه توسط روایت هدایت میشود»، ویلکس درباره تصمیمات نهایی درباره اینکه کدام لحظات دقیق را نگه دارد و کدام را حذف کند میگوید. او میگوید گاهی زمانی که در میدان است، یک شات میگیرد و فوراً میداند: «این باید در تصویر باشد».
ویلکس برای خلق این عکسها بسیار در میدان حضور دارد. برای شات شیرهای دریایی استِلر، او بهمدت تقریباً ۵۰ ساعت در یک مخفیگاه روی صخرهای در آب ماند و در تمام این مدت تقریباً «یک ساعت» خوابید. در بوتسوانا، او در یک مخفیگاه در بالای جک نصبشده بر روی یک کامیون پیکاپ، حدود ۲۰ فوت (۶ متر) بالای زمین، به مدت ۱۸ ساعت، عمدتاً در هوای ۱۰۵ درجه فارنهایت (۴۰ درجه سانتیگراد) گرم، حضور داشت.
ولیلز نه تنها باید بهایناندازه طولانی در آنجا باشد، بهطور مداوم تماشا و عکاسی کند تا بهترین تصویر نهایی را بهدست آورد، بلکه معتقد است که تجربهٔ کامل جریان زمان در یک مکان، برای شناخت واقعی حیوانات و مکانی که خانهٔ آنهاست، ضروری است.

عکس برجستهای از شیرهای دریایی استِلر
«در طول زمان تماشا کردن اینچیزی شگفتانگیز است»، ویلکس برای پتاپیکسل درباره شیرهای دریایی استِلر میگوید. «نرها گونهٔ غالب هستند و هنگام جفتگیری، ایدهٔ کلی این است که هر کس در بالاترین نقطهٔ فیزیکی روی آن صخره باشد، نر غالب میشود. این شبیه بازی «شاهِ تپه» است.»
در طول دو روزی که ویلکس آنجا بود، او شاهد بود که نرها برای صعود به بالا میجنگند، انرژیشان تمام میشود و سپس بارها و بارها شکست میخورند. پس از سرنگونی رقبای خود، نر به بالاترین سطح ممکن میرسد. این فاتحان شکیل در سراسر عکس ویلکس مشاهده میشوند. هر بخش اصلی صخره، پادشاه خود را دارد، هرچند بهصورت موقت.
در این حین، در حالی که نرها برای صخرهها میجنگند، مادهها اغلب در حال شکار و جمعآوری غذا برای جوانان هستند؛ آنها در صخرهها و در آب بهیکدیگر میدویدند.

در تمام این مدت، همانطور که این روابط مختلف و مرتبط بر روی یک صخرهٔ نسبتاً کوچک در آب شکل میگیرد، جزر و مد بهسرعت چند فوت در ساعت افزایش مییابد؛ ویلکس اینرا «دراماتیک» توصیف میکند. این همچنین چالشی بود که او در عکاسی و خلق تصویر نهایی باید پشت سر میگذاشت: حرکات و شیرهای دریایی در تمام ساعات و در جزر و مدهای مختلف ثبت شد، اما قاب نهایی سطح آب یکپارچهای دارد که در نهایت نزدیک به حالت جزر کم است.
این چالش «یکی از مواردی بود که برایم بسیار هیجانانگیز بود»، عکاس توضیح میدهد. «چگونه میتوانم این را بهدست بگیرم، نه فقط انتقال زمان، نور و رفتار، بلکه نشان دهم که این جزیره در طول ۲۴ ساعت چه تغییرات دراماتیکی را تجربه میکند؟»
ویلکس به ناحیهٔ پوشیده از خزهٔ سبز روی صخره اشاره میکند که در زمان جزر کم قابل مشاهده است و «رفتار» شیرهای دریایی را تغییر میدهد.
«اینجا بسیار سرشار، سبز و پر از زندگی بود. فوقالعاده بود. تقریباً مثل یک زمین بازی برای کودکان بود»، ویلکس میگوید و این تجربه را یکی از نکات برجستهٔ زمان او در میدانی میداند.
در شات نهایی، گروهی از بچههای شیر دریایی یکدیگر را در صحنه میدوند، مانند بازی «دنبالکنندهٔ رهبر».
«این یکی از لحظات مورد علاقهٔ من است»، ویلکس میگوید. «جنبهای شاد و جشنگونه در این حیوانات وجود دارد. وقتی آنها را بهمدت ۴۸ ساعت مثل من مطالعه میکنید، شروع میکنید که شخصیتهای فردی این شیرهای دریایی استِلر را بهراستخاطر ببینید.»
برای اطمینان از اینکه شیرهای دریایی احساس امنیت و راحتی کنند، ویلکس و تیمش مخفیگاه خود را بهدقت طوری تنظیم کردند که پشت آن یک دیوار صخرهای قرار داشته باشد و به باد غالب روی کند. این به این معنا بود که باد به مخفیگاه نخورده و بوی ویلکس را به سمت صخرهٔ کلنی نخواهد برد. شیرهای دریایی بهشدت به حس بویایی خود وابستهاند، بنابراین این فرق بزرگی بود که آنها بوی عکاس را حس نمیکردند. او معتقد است که اولین فردی است که اجازهٔ ورود به این جزیرهها را دارد، حداقل از زمانی که دولت کانادا شروع به حفاظت از زیستگاه شیرهای دریایی استِلر کرد؛ بنابراین ضروری بود که تأثیر خود بر محیط زیست و حیوانات را تا حد ممکن کم نگه دارد.
‘وقتی آنها را بهمدت ۴۸ ساعت مثل من مطالعه میکنید، شروع میکنید که واقعاً شخصیتهای فردی این شیرهای دریایی استِلر را ببینید’
با این حال، ویلکس به یاد میآورد که یک شیر دریایی خاص وجود داشت که بهنظر میرسید بهطور خاص به آنچه در خانهٔ موقت ویلکس در حال رخ دادن بود، علاقهمند بود.
«او بسیار کنجکاو دربارهٔ من بود»، ویلکس میخندد. «او نمیتوانست بهدرستی من را تشخیص دهد یا بوی من را بگیرد، اما کنجکاو بود.»
ویلکس تأکید میکند که او عکاس تایم‑لپس نیست. نه اینکه او هنر خود را بههیچوجه کمارزش میداند، اما میگوید این مفهوم بهنوعی خودکارسازی فرایند عکاسی اشاره دارد. در عوض، او بهصورت عمدی هر شات را بهصورت جداگانه ضبط میکند.
«من به آنچه میبینم واکنش نشان میدهم — یک عکس میگیرم. هر لحظهای که میبینی، چیزی است که من در همان لحظهٔ زمانی بر آن تمرکز میکنم. چشمم بهطور اساسی از چپ به راست حرکت میکند همانطور که زمان میگذرد»، ویلکس میگوید. «پس در صبح، چشمانم زودصبح بر این رابطه، این اتفاقاتی که اینجا میافتاد، اتفاقات پیشزمینه تمرکز داشت. همانطور که زمان میگذرد، تمرکز من نیز تغییر میکند. چشمم را به سمتی که «بردار زمان» مینامم میبرم.»
او فرایند خود را به کارهایی که در تمام دوران حرفهاش بهعنوان عکاس مستند و ورزشی بهکار برده تشبیه میکند. اگرچه پروژهٔ روز تا شب او، که در سال ۲۰۰۹ آغاز شد، بدون شک مشهورترین اثر اوست، او از سال ۱۹۸۳ بهعنوان عکاس حرفهای فعالیت میکند و بهدلیل آثارش در هنرهای زیبا، ویرایشی و تجاری تحسین دریافت کرده است.
«هر لحظهای که میبینی، چیزی است که من در همان لحظهٔ زمانی دقیقاً بر آن تمرکز میکنم. چشمم بهطور اساسی از چپ به راست حرکت میکند همانطور که زمان تغییر میکند»
یک نکتهٔ مشترک در تمام دوران حرفهای او، هرچند بهصورت متفاوتی در روز تا شب بروز میکند، وسواس عمیق ویلکس نسبت به کار و سوژههایش است. ویلکس تمرکز بر یک صحنهٔ واحد برای دو روز متوالی را تجربهٔ مراقبهای مینامد.
«این یک مراقبهٔ بصری فیزیکی است که من بهمدت ۲۴ تا ۴۸ ساعت به یک مکان خیره میشوم و به کارم عمق خاصی میبخشد»، ویلکس میگوید. «و همچنین میتوانید ببینید لحظاتی که میگیرم، بهنوعی جادوییاند… فکر میکنم هدفم این است که زبان بصریای که این حیوانات و این حیاتوحش با من به اشتراک میگذارند را منتقل کنم. من به نوعی بخشی از آن زبان میشوم و این همان چیزی است که میخواهم به اشتراک بگذارم. این تجربهٔ روشنساز بسیار ارزشمندی بوده است که توانستهام این تصاویر را بسازم.»
دستیابی موفق به این دستاورد بهراحتی بهدست نمیآید. ویلکس معتقد است بخش بزرگی از موفقیت او به انرژیای که به جهان میآورد و منتشر میکند بستگی دارد.
«چیزی که من به صحنه میتابانم، چیزی است که بسیاری از مردم واقعاً درک یا دربارهاش صحبت نمیکنند: نحوهٔ بودن شما و آنچه بهعنوان انرژیتان منتشر میکنید»، ویلکس میگوید. «اگر ترس ایجاد کنید — داستانهای بسیاری دربارهٔ این میشنوید، حیوانات غریزهای دارند که ترس را حس میکنند؛ وقتی این نوع انرژی را بهصورت تاباندن میکنید، حیوانات آن را درک میکنند.»
«این تجربهٔ روشنساز واقعاً عالی بود که توانستم این تصاویر را بسازم»
در مقابل، ویلکس سعی میکند همیشه مثبت و محترمانه باشد؛ او معتقد است که حیوانات این حس را میپذیرند و این باعث میشود که در حضور او راحتتر باشند.
«این یک هدیهٔ بزرگ است که بتوانید حیات حیوانات را هنگام انجام کارهایشان مشاهده کنید»، عکاس میگوید. ویلکس فکر میکند که ماندن در میدانی بهاینمدت طولانی و تمرکز بر کار خود، بدون هیچچیز دیگر، امتیاز است. البته این یک چالش نیز میباشد.
«این یک راه فوقالعاده قدرتمند برای بازآیی به جهان و حضور در لحظه است. فکر میکنم این یکی از لذتهای بزرگ است که میتوان روز تا شب را به عکاسی از حیاتوحش منتقل کرد. احساس میکنم که بهنوعی کار من هدف عمیقتری یافته است»، ویلکس میگوید. «فکر میکنم وقتی هنری با هدف خلق میکنید، ایجاد هنری بدون هدف بسیار دشوار است. این کاری است که من عاشق انجامش هستم.»
انرژی بسیار متفاوت در بوتسوانا
وقتی ویلکس حوض آبپذیری متفاوتی را در پارک ملی سرنگتی، تانزانیا عکاسی کرد، صحنهای بسیار متفاوت از آنچه در بوتسوانا در دلتا اوکاوانگو دید، مشاهده کرد.
«آنها با هم غذا میخورند، با هم میمانند»، ویلکس دربارهٔ بسیاری از حیاتوحش افریقایی، بهویژه آنهایی که اغلب شکارگرهای بالاتر مانند شیرها هستند، میگوید. «آنها با هم میمانند چون احتمال اینکه هر دو بهطور همزمان توسط یک شکارگر مورد حمله قرار بگیرید بهطور قابلتوجهی کاهش مییابد. این همان چیزی بود که هنگام عکاسی از تصویر سرنگتیام در طول ۲۶ ساعت شاهدش بودم.»
«اما اینجا من به مدت ۱۸ ساعت عکاسی کردم»، ویلکس دربارهٔ بوتسوانا میگوید. «و این یک خشکسالی پنج هفتهای نبود همانگونه که در عکس سرنگتی بود؛ اینبار یک خشکسالی پنج ماهه بود. آنچه که اینجا شاهدش شدم این است که رفتار حیوانات تغییر کرده است. آنها دیگر آب را بهاشتراک نمیگذارند؛ این کاملاً مسألهٔ بقا برای قویترینهاست. کمبود آب را بهصورت مستقیم تجربه کردم؛ نوعی آشوب غیرقابل کنترل در طول ۱۸ ساعت عکاسی و تماشا، متفاوت بود.»

ویلکس به نواحی مختلف تصویر اشاره میکند که این خصومت و تنش جدید در حوض آبپذیری را بهدست میآورد. در یک بخش، وایلدبیستها توسط یک فیل ترسانده میشوند، در حالی که در بخش دیگری یک اسب آبی به یک فیل خیره میشود و تقریباً او را به نزدیک شدن ترغیب میکند.
«این یک لحظه بود که هرگز فراموش نخواهم کرد. میتوانستم حس کنم این اسب آبی به یک فیل جوان نگاه میکند و میگوید: ‘بههیچوجه به فکر نوشیدن آب من نباش.’ میتوانستید انرژی او را احساس کنید»، ویلکس میگوید. «متوجه شدم که آب کل فضا و دینامیک را تغییر داده است. آشوبی که میدیدم، همهاش دربارهٔ آب بود.»
یا در حقیقت، کمبود آب. این حیوانات نیاز به نوشیدن دارند و غذایشان برای بقا و رشد به آب نیاز دارد. همانطور که ویلکس میگوید، طبیعت اغلب دربارهٔ تعادل است و وقتی این تعادل تغییر میکند یا از حالت خود خارج میشود، مانند در طول یک خشکسالی، همه چیز دگرگون میشود.
در یک مرحلهٔ ابتدایی از روز خود در بوتسوانا، که در مخفیگاه بلندی حدود ۱۵ تا ۲۰ فوت در هوا قرار داشت، یک فیل جوان به ویلکس و کامیون توجه کرد.
«آشوبی که میدیدم، همهاش دربارهٔ آب بود»
«او بهمستقیم به من نگاه میکند»، ویلکس میگوید. «این حیوانات آنقدر هوشمند هستند که انرژی زیادی دارند. وقتی نگاهشان را به سمت شما میچرخانند و چشمانش را قفل میکنند، میدانید که در حضور هوش بالایی هستید.»
این بخشی از چیزی است که فیلها را اینقدر خاص میکند، اما همچنین بخشی است که آنها را میتواند خطرناک سازد. این فیل به ویلکس خیره شد و بهمدت حدود ۴۵ دقیقه بهطرز پرخاشگرانه رفتار کرد. ویلکس میگوید راهنمایی که در خود کامیون بود، مطمئن شد که فیل قصد حمله دارد. او تمام نشانهها را نشان میداد.
«دستیارم و من عملاً نفسنفس میزدیم. ما خیلی ترسیده بودیم، اما سعی میکردیم عشق و آرامش و همه چیز را نشان دهیم»، ویلکس میگوید و اکنون میتواند به این اتفاق بخندد. اگر فیل حمله میکرد، مشکل بزرگی پیش میآمد. کامیون که جزئی از آن برای حمایت از مخفیگاه بلند بالا برده شده بود، نمیتوانست فرار کند. فیل، هرچند جوان، بهاندازه کافی بزرگ و قدرتمند بود تا تمام این ساختار را سرنگون کند.
سرانجام، یک فیل مادهٔ بسیار بزرگتر و پیرتر با صدای زوزهای بلندتر از هر صدای قبلی که ویلکس شنیده بود، به فیل جوان ضربه زد. پس از آن لحظه، دیگر هیچ فیل دیگری بهنزدیک ویلکس نگاه نکرد.
«این نر فقط راه رفت و بقیه روز هیچکس بهمن نزدیک نشد»، ویلکس میگوید. احساس میکرد که کسی بر من نظارت میکند، چون فکر اینکه هنگام سوار بر یک کامیون ۱۵ فوتی در هوا مورد حمله قرار بگیرید، احساس اطمینانبخشی نیست.
«دستیارم و من عملاً نفسنفس میزدیم. ما بسیار ترسیده بودیم، اما سعی میکردیم عشق و آرامش و همه چیز را نشان دهیم.»
«اما تمام این تلاش برای ساخت این تصویر ارزش داشت»، ویلکس میگوید. «گاهی طبیعت به شما کمک میکند. من بسیار خوششانس بودم.»
حیوانات موجود در این تصویر، که شامل ۱۰ گونهٔ مختلف هستند، متأسفانه اینقدر خوششانس نبودند و همه برای بقا در یک خشکسالی بسیار وحشتناک میجنگیدند.
«این تصویر زاغی در معادن زغالسنگ است»، او میگوید، که به این اشاره دارد که تغییرات آب و هوا و مدیریت نادرست منابع تأثیرات گستردهای دارد. در حالی که بازگشت جمعیت شیرهای دریایی استِلر در بریتیش کلمبیا بهعنوان گونهٔ شاخص مثبت نشان میدهد که محافظتهای زیستمحیطی کار میکند و زیستگاه به تعادل طبیعی باز میگردد، خشکسالی در بوتسوانا نشان میدهد که چه اتفاقی میتواند زمانی رخ دهد که طبیعت در تعادل نیست.
ویلکس بهدرستی باور دارد که وظیفهٔ خود میداند این داستانهای مهم را به مخاطبان گستردهتری برساند. عکاسی ابزار قدرتمندی برای ایجاد تغییر است و تصاویر ویلکس وسیلهای بسیار قوی برای روایت تصویری است. این تصاویر بهطور دقیق داستان یک روز یا بیش از آن را در یک قاب واحد میگویند و تمام این لحظهها و تعاملات را در یک شات فشرده میکنند.
«به این ترتیب است که میتوانید پیشرفت را بهدست آورید؛ با الهامبخشیدن. گاهی یک نفر در هر بار؛ اما شما باید بهکار خود ادامه دهید»، ویلکس میگوید.
«این قدرت فردی وجود دارد که همه میتوانیم با انجام یک کار کوچک تفاوت ایجاد کنیم»، ویلکس ادامه میدهد و به جین گودال، بزرگوار و درگذشتۀ معروف اشاره میکند. «و وقتی یاد میگیرید یک کار را انجام دهید، متوجه میشوید که آن بهقدری سخت نیست. سپس میتوانید کار دیگری انجام دهید. ناگهان این روند رشد میکند. این همان طریقی است که تغییر را شکل میدهیم. و من فکر میکنم این همانچیزی است که اینجا باید اتفاق بیفتد؛ ما باید بهطور جمعی متوجه شویم که چه اتفاقی در سطح جهانی با اقلیممان میافتد و راههای محافظت از گونهها را پیدا کنیم.»
ویلکس که اکنون یک پدربزرگ است، میخواهد بتواند نوههای خود را به مکانهایی که عکاسی کرده بگیرد و بهشدت امید دارد که محیطها سالمتر از امروز باشند.
«من نمیخواهم تنها تاریخچهٔ حیاتوحش که آنها میبینند، این عکسها باشد»، ویلکس میگوید.
اعتبار تصویر: استیفن ویلکس
