
سربازان اوکراینی به سختی مسیر خود را به سمت شهر متروکهای با تنها یک خیابان پیش میبرند؛ در این مسیر با شلیکهای توپخانهٔ روسی، تکتیراندازان و حملات هوایی میجنگند؛ این یک دستاورد در زمینهٔ ساخت مستند و گزارشگری میدانی است.
دوهزار متر کمی بیش از یک مایل است، تقریباً برابر طول مسابقهٔ کنتاکیدربی یا ۲۵ بلوک شهر نیویورک؛ رانندگی کوتاه، پیادهروی معقول، مسیری که بهوضوح در حوزهٔ درک انسان قرار میگیرد. این مسأله، فاصلهٔ موجود در «۲۰۰۰ متر به آندرییوکا»، ادامهٔ کارگردان اوکراینی مستیسلاف چرنو پس از فیلم برندهٔ اسکار «۲۰ روز در ماریوپول»، را حتی باورناپذیرتر میکند. در اواخر سال ۲۰۲۳، بر روی این نوار کوتاه و پوشیده از درختان، سربازان اوکراینی به سمت شهر متروکهٔ تکخیابانی پیش رفتند — که بهنظر میرسید نقطهٔ کلیدی در خط تأمین روسیه باشد — در حالی که با شلیکهای توپخانهٔ روسی، تکتیراندازان و حملات هوایی میجنگیدند. پیشرویای که بهطور معمول حدود ۱۰ دقیقه زمان میبرد، به چندین هفتهٔ مرگبار تبدیل شد.
هم به عنوان یک دستاورد فیلمسازی و هم به عنوان گزارشگری میدانی — در آن زمان، چرنو عملاً تنها مستندساز حاضر در خط مقدم یک درگیری پر از تبلیغات و اطلاعات نادرست روسیه بود — ما تمام ۲٬۰۰۰ متر مسیر به آندرییوکا را همانند سربازان تجربه میکنیم: قدمبهقدم، متر به متر، سرندی بیمنطقی از کشتار که بهنظر میرسد از همهجا و همزمان بهوجود میآید، رؤیای اضطراری از سنگرهای جنگ جهانی اول و دنیای دیستوبی مدرن پهپادها. چرنو بهطرز ماهرانه صحنههای دوربینبدن سربازان را — پنجرههای تکشخصی پر از ترس و مه جنگ — با ضبطهای خودش ترکیب میکند، که خود نیز در میان بریگاد سوم حملهای اوکراین مستقر بود؛ حملهای که سرانجام بهطور عمدهای ناامیدکننده شد. چرنو توانست بسیاری از سربازان، عمدتاً جوانان بیستساله با برنامههای دیگری پیش از هجوم تمامعیار روسیه، در لحظات استراحت یا تأمل، در میانهٔ شدةِ جنگ، ثبت کند. برای بسیاری، این آخرین خاطرهٔ سندی است که باقی میماند.
اگر این توصیف به حدی نزدیک میشود که تماشا کردنش شبهناپذیر بهنظر میرسد، بله، «۲۰۰۰ متر به آندرییوکا» تقریباً بهحدی ویرانگر است که بیانش دشوار است. هرگز پس از تماشای فیلمی اینچنین ذهن و بدنام را اینچنین آزرده نکردهام؛ مردانی که در مسیر دیگری زمان، در دانشگاه مینشستند یا شغل و خانواده راهاندازی میکردند، مردانی که همسن برادرم، هنوز کودکانه، هستند — و تمام ۱۰۶ دقیقهٔ کامل را در حالت انتظار برای ضربه میگذراندم. اما این یک دستاورد شگفتانگیز فیلمسازی است — بهعنوان سندی از جنگهای دههٔ ۲۰۲۰، بهعنوان گزارشی از آنچه واقعاً رخ داد، بهعنوان یادآور کسانی که از دست رفتند، بهعنوان گواهی بر شجاعت مقاومت اوکراینی و بیمنطقی این جنگ از همان ابتدا.
در ماههای پس از اولین تماشای این فیلم، بارها به این فکر کردهام — در حالی که بخش بزرگی از جامعهٔ بینالمللی تا حدی به دوام تجاوز روسیه عادت کردهاند — در مورد ترسی که چرنو در پایان فیلم بیان میکند: «هر چه جنگ طولانیتر شود، مردم کمتر به آن اهمیت میدهند». بهنظر میرسد حقیقتی دردناک و ناامیدکننده در این سخن نهفته باشد. اما «۲۰۰۰ متر به آندرییوکا» اطمینان میدهد که، هرچند پیروزی در آندرییوکا هزینهٔ سنگینی (پیروزی پیروسی) داشت و هرچند درگیری بهظاهر نامحلول بهنظر میرسد، جزئیات آن برای همیشه در ذهنها باقی خواهد ماند.
