از مرزهای سخت به نرم‌قدرت: وضعیت دنیای هنر در سال ۲۰۲۵ چگونه بود؟

در سالی پرآشوب و نامشخص، موزه‌های نو و نمایش‌های خیره‌کننده گواهی بر این بودند که هنر نیرویی مثبت است

از مرزهای سخت به نرم‌قدرت: وضعیت دنیای هنر در سال ۲۰۲۵ چگونه بود؟

آمریکا در حالت درخشش: تصویرسازی دونالد ترامپ از تالار بالی‌خان کاخ سفید که در حال ساخت است؛ جیم واتسون/AFP از طریق Getty Images

سال با دنیای هنر — همچون بخش‌های دیگر جهان — آغاز شد که نفس‌نشانده و منتظر بود تا ببیند رئیس‌جمهور تازه بازانتخاب‌شدهٔ آمریکا، دونالد جِی ترامپ، چه برنامه‌ای برای واشینگتن دارد. در همین حال، در سواحل دیگر آمریکا، یک‌سری آتش‌سوزی‌ها در اطراف لس آنجلس حدود ۶۰٬۰۰۰ هکتار را شعله‌ور کردند؛ صدها نفر کشته، هزاران نفر دیگر بی‌خانمان شد و بناهای معماری و آثار هنری بی‌شماری از بین رفتند.

زلزله‌ای سیاسی و فاجعه‌ٔ محلی به‌سرعت به ماه‌های مکرر اقدامات اجرایی شگفت‌انگیز رئیس‌جمهور ایالات متحده تبدیل شد و دنیای هنر به سختی می‌توانست از این تأثیر مصون بماند. در طی چند ماه، ترامپ و دولت او هدف خود را بر موضوعاتی از گالری ملی پرترهٔ واشینگتن — که مدیر طولانی‌مدتش، کیم ساجت، تاریخ‌نگار هنر هلندی، پس از اعلام برنامهٔ رئیس‌جمهور برای اخراج او استعفا داد — تا پرترهٔ ترامپ در کاپیتول ایالت کلرادو، که پس از انتقاد او در شبکه‌های اجتماعی جایگزین شد — معطوف کردند.

سال با آتش‌سوزی‌هایی آغاز شد که مناطق وسیعی از لس آنجلس را ویران کردند؛ جولیو خاویر وارگاس/Alamy Stock Photo

اِعمال نظامی‌سازی‌شدهٔ اجرای قوانین مهاجرت، امکان اعمال تعرفه بر واردات هنر، تعرفه‌های واقعی بر واردات مبلمان، و سرکوب ابتکارات تنوع‌پذیری که سال‌ها در دانشگاه‌ها و دنیای موزه‌ها ادامه داشته‌اند، سردی مداومی در جوامع هنر و طراحی ایجاد کردند. برای بسیاری از افراد در دنیای هنر، سال با «نوعی غم‌انگیزی» مشخص شد، می‌گوید صاحب گالری، تادئوس روپاک.

جنگ مداوم در اوکراین و تلفات گسترده غیرنظامی در غزه منبع روزانه‌ای از خشم و ناامیدی بود، به‌طوری که هنرمندان نیز همانند غیرهنرمندان، قربانی این درگیری‌ها شدند. در مقایسه با دوره‌های پیشین، هنرمندان به‌نظر می‌رسد بیشتر دست‌انگیخته یا حتی مطیع شده‌اند، می‌گوید نویسنده نیویورک، لورین اونیل‑باتلر، که در سال ۲۰۲۵ کتابی دربارهٔ تاریخ اخیر فعالیت‌های هنری منتشر کرده است، جنگ هنر. او می‌گوید: «مردم واقعاً از بیان نظراتشان می‌ترسند»، و این وضعیت را با اعتراضات دههٔ ۱۹۶۰ مقایسه می‌کند.

غیرفعالیت، با این حال، در ونیز کاملاً خلاف قاعده شد؛ ساکنان برای اعتراض به عروسی تابستانی چند میلیون یورویی جف بیزوس و لورین سانچز به خیابان آمدند؛ نمادی برای مردم محلی از زندگی عادی که در اختیار گردشگری لوکس‌محور قرار گرفته بود. سال پر زرق و برق همچنین شاهد ظهور تزئینات طلاکاری شدهٔ رئیس‌جمهور ترامپ در دفتر بیضی شکل کاخ سفید بود که پس از آن او بخش شرقی کم‌رنگ ساختمان را برای ساختن تالار بالی‌خان به‌سختی تخریب کرد؛ این کار به انتقادات معماران و طراحان منجر شد و نظرسنجی عمومی آمریکایی نیز امتیازهای منفی داد. برای کسانی که به دنبال دیدگاهی تاریخی نسبت به این تجمل‌گذاری بودند، یک نمایشگاه پر زرق و برق در موزهٔ پرادو مادرید دربارهٔ نقاش ونیزی پائولو ورونزه، که دوران کاری‌ او هم‌زمان با آغاز نزول ونزی بود، یادآور شد که تجمل آشکار اغلب پرده‌ای برای زوال است.

کار پائولو ورونزه — ونوس و آدونیس، بخشی از یک نمایشگاه پر زرق و برقی اختصاص یافته به هنرمند در موزهٔ پرادو مادرید © موزهٔ ملی پرادو

هنرمندان ایالات متحده سفرهای خود را کاهش دادند

سرکوب ایالات متحده بر مهاجرت، چه غیرقانونی و چه دیگر، در بخش گسترده‌ای از دنیای هنر مشهود شد. گالا پوراس‑کیم، هنرمندی که زمان خود را بین لس آنجلس و لندن تقسیم می‌کند، عدم تمایل واضحی را در میان هنرمندان بین‌المللی مستقر در آمریکا و حرفه‌ای‌های هنری برای «رفتن به رویدادهای خارجی به‌دلیل ترس از ناتوانی در بازگشت» مشاهده کرده است. او می‌گوید که بدگویی دولت آمریکا نسبت به تنوع، منجر به لغو کامل برخی از نمایشگاه‌های برنامه‌ریزی‌شده‌اش در این سال شد.

اختلالات متنوع کنونی شروع به تأثیرگذاری بر نگاه ما به هنر گذشته کرده‌اند، می‌گوید جوزف لئو کوئرنر، رئیس‌دپارتمان تاریخ هنر هاروارد. او اظهار می‌کند: «مردم دوست دارند چیزی پیدا کنند که آن‌ها را از این وضعیت آشکار که همه در آن گیر کرده‌ایم، بیرون بکشاند». کوئرنر — که کتاب پیش‌بینانهٔ او هنر در وضعیت محاصره در این سال با تحسین گسترده‌ای مواجه شد — اضافه کرد که در میان دانشجویانش «تغییری در تسلط مسلط هنر معاصر» را حس می‌کند.

دانشجویان هاروارد دقیقاً بر نکته‌ای مهم دست یافته بودند: سال ۲۰۲۵ به سالی پررنگ برای نمایش‌های استادان کلاسیک و همچنین افتتاح و بازگشایی موزه‌ها تبدیل شد.

کوئرنر از نسخهٔ لندن نمایش سیه‌نا: ظهور نقاشی، ۱۳۰۰‑۱۳۵۰ که در اواخر زمستان از نیویورک به گالری ملی رسید، به شدت شگفت‌زده شد. او اضافه می‌کند: «نمایش فرا آنجلیکوی را دوست داشتم»، که بازآفرینی دو مکان و یک‌بارهٔ آثار رنسانس اولیه در فلورانس بود.

در بهار، نیویورک شاهد تجدید راه‌اندازی مرکز استادان کلاسیک شهر، مجموعه فریک، بود که توسط آنابِل سلدف بازسازی و بازآفرینی شد. این معمار همچنین در اوایل سال جاری به‌خاطر بازطراحی حساس «بال ساینسبری» در گالری ملی لندن تحسین گسترده‌ای به‌دست آورد.

در نقاط دیگر جهان، موزهٔ هنر غرب آفریقا در میان تظاهرات در بنین سیتی، نیجریه افتتاح شد و پس از سال‌ها تأخیر، موزهٔ بزرگ مصر در گیزا، که با فضای گالری ۳۲٬۰۰۰ مترمربع و اجسام ارزشمند یک تمدن باستانی پر شده بود، نهایتاً به‌طور کامل درهای خود را گشود. و به‌عنوان شواهدی دیگر بر رشد نفوذ منطقه خلیج در هنرها، موزهٔ ملی زاید که توسط شرکت Foster + Partners طراحی شده بود، قرار بود در ابوظبی افتتاح شود؛ همان‌طور که این مقاله در دست نگارش بود.

در همین نزدیکی از مجموعه فریک، به‌اندازه‌ای که ماندگاری معماری بزرگ موزه‌ها را نشان می‌دهد، سوت‌بی‌ها دفتر جهانی خود را در ساختمان پیشین موزه‌ای ۱۹۶۶ سالی با سبک بُرُتالیست جسورانهٔ مارسل برویر مستقر کردند، که در اصل برای میزبانی موزهٔ واتنی هنر آمریکایی طراحی شده بود. و همسایهٔ دیگر فریک، موزه متروپولیتن، بخش مایکل سی. راکفلر خود را بازگشایی کرد که شامل یک نصب جدید از هنر و اشیای آفریقا، اقیانوسیه و قاره‌های آمریکا بود.

کاسپار دیوید فریدریش — دو مرد در حال تامل به ماه (حدود ۱۸۲۵–۳۰، در سمت چپ پایین) — که در اولین نظرسنجی ایالات متحده از این هنرمند، در موزه متروپولیتن هنر؛ بنیاد رایتسمَن به نمایش درآمد.

استادهای «نو» در مرکز توجه

در مجموعهٔ ملی هنرهای دوره‌ای (Staatliche Kunstsammlungen) در درسدن، که این پاییز فاز نهایی بازسازی کاخ سلطنتی تخریب‌شدهٔ شهر را جشن گرفت، سنت دارد که به هنرمندان قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ «استادهای نو» بگوید. یکی از این افراد، خود کاسپار دیوید فریدریش درسدن، در نیویورک به عنوان ستارهٔ شهر شناخته شد، زمانی که موزه متروپولیتن نخستین نظرسنجی ایالات متحده از این هنرمند را برگزار کرد.

در دیگر بخش‌های دنیای استادان نو، قاضی نیویورک تصمیم گرفت که مؤسسهٔ هنر شیکاگو ملزم به واگذاری یک نقاشی ۱۹۱۶ ایگن شیلِه به نوادگان مالک پیشین آن، که ستارهٔ کابارهٔ یهودی و جمع‌آورندهٔ آثار هنری بود و در داکائو درگذشت، باشد. کریستوفر ای. مارینلو، وکیل متخصص در بازگشت آثار، در واکنش به این خبر اشاره می‌کند که برخی از حساس‌ترین پرونده‌های بازگشت آثار این سال احتمالاً توسط دنیای هنر نادیده گرفته شده‌اند، زیرا به‌طور کامل در پشت درهای بسته حل و فصل می‌شوند.

تلاش‌های بازگشت آثار در سال ۲۰۲۵ مأموریتی نو به‌دست آورد؛ وقتی موزهٔ هنرهای زیبا بوستون تصمیم گرفت مالکیت دو اثر از دهه ۱۸۵۰ اثر سفالگر سیاه‌پوست برده دیوید دریک را به نوادگان او بازگرداند. همچنین بازگردانی عمومی اشیای سارق‌شدهٔ آفریقایی به‌سرعت ادامه یافت و هلند موافقت کرد تا ۱۱۳ برنز بنین را به نیجریه بازگرداند.

در میان تاریک‌ترین رویدادهای سال — و آنکه بیشترین توجه را جلب کرد — سرقت شگفت‌انگیز اکتبر در موزهٔ لوور بود، جایی که دزدها در ساعات بازدید موزه، نزدیک به ۱۰۰ میلیون دلار از جواهرات تاج فرانسه را به‌دست آوردند. در حالی که عناوین مخرب از لوور این پاییز به‌سرعت منتشر شد و پیامدهای سرقت به‌صورت واضح ارزیابی منفی سنگینی بر دهه‌های نگهداری موزه وارد کرد، نشانه‌هایی بود که شاید این غم‌پژوهی در حال کاسته شدن باشد — و این موارد در فاصله‌ای قدم‌زنی از خود لوور بود.

کمی خوش‌بینی محتاطانه

در اکتبر، هوای محتاطانه‌ٔ پرامید شکل گرفت؛ ابتدا در نمایشگاه Frieze لندن، سپس در Art Basel پاریس. این رویدادهای پی در پی امیدی بخشید که رکود دو سالهٔ بازار هنر ممکن است پایان یابد. و چند روز پس از سرقت لوور، بازگشایی Fondation Cartier برای هنر معاصر، در ساختمانی نو که توسط ژان نول طراحی شده بود، به اعتبار پایتخت فرانسه به‌عنوان مرکز هنری افزود که می‌تواند پس از برگزیت، به لندن رقیب سختی باشد.

پول — به‌صورت طلا — بر ذهن مارینلو حاکم بود؛ او معتقد است که قیمت سرشار این کالا می‌تواند سرقت‌های موزه‌ای بیشتری را به‌وجود آورد، اگرچه شاید به‌ظاهر سرقت لوور نباشد. راه‌حل او: حرکت به سمت تصویب آنچه او «قوانین تروریسم فرهنگی‑میراثی» می‌نامد، که می‌تواند به‌کاهش مجازات‌های معمولاً سبک برای دزدان این جرایم نمایشی کمک کند.

در زمینهٔ دیگری قانونی، گروهی از هنرمندان یک دادخواهی جمعی در شمال کالیفرنیا ارائه کردند و چندین شرکت هوش مصنوعی (AI) که قصد تولید تصاویری توسط هوش مصنوعی را داشتند، به‌دلیل نقض حق‌نویس و سوءاستفاده از آثارشان متهم کردند.

در گالری لندن تادئوس روپاک، نقاش آمریکایی دیوید سال سعی کرد با آموزش یک رایانه برای نقاشی به سبک جورجیو دِ کیریکو و اِدورد هاپر و دیگران، از هوش مصنوعی بهره‌برداری کند و سپس از این فناوری برای خلق آثار خود استفاده کرد. در هاروارد، کوئرنر و همکارانش به‌تدریج در جستجوی مقالات نوشته‌شده توسط هوش مصنوعی شدند. در حالی که غول‌های رسانه‌ای سنتی از کاهش ترافیک وب خود به‌دلیل هوش مصنوعی شکایت می‌کنند، روپاک هیچ نگرانی‌ای ندارد. پیش از هوش مصنوعی، ممکن بود کسی «دیوید سال» را در گوگل جستجو کند و به وب‌سایت گالری او دست یابد؛ اما اکنون ممکن است این مسیر را به‌طور کامل عبور کند. اما او می‌گوید بازدید وب‌سایت گالری‌اش «به‌طور مداوم در حال رشد» است. و اگرچه بسیاری اثرات هوش مصنوعی را به‌صراحت نقد می‌کنند یا به‌سرّ از آن می‌ترسند، روپاک به جنبهٔ مثبت نگاه می‌کند. او معتقد است «لیوان هوش مصنوعی نصف پر است» و ادعا می‌کند که یادگیری ماشینی و موارد مشابه در حال ورود به «مرحلهٔ خلاقیت» هستند.

اگرچه اغلب دشوار است که نوری مثبت را در این وضعیت ببینیم، حس مشترکی بین حرفه‌داران هنر وجود دارد که شاید از این دوران دشوار نکتهٔ مثبتی به‌دست آید. پوراس‑کیم، که این سال برندهٔ fellowship «نابغه» مک‌آرتور شد، از همبستگی هنرمندان لس آنجلس برای نجات و بازسازی آثار آسیب‌دیده توسط آتش دلگرم شد. کوئرنر، به‌نوبه خود، بر این باور است که محاصرهٔ آزادی دانشگاهی توسط دولت ترامپ می‌تواند به کشف حس جدیدی از هدف‌گرایی در دانشگاه‌ها منجر شود. و روپاک به خوش‌بینی صریح گرایش دارد — حتی اگر فقط به‌عنوان مقایسه. او می‌گوید: «فکر می‌کنم سال ۲۰۲۶ برای ما بسیار بهتر خواهد شد.»

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *