رمان ۱۹۸۱ ژن کرواک «راننده کودک» زندگی جسورانه و سرکشانهای را روایت میکند که کاملاً متفاوت از والد مشهورش است.

توسط دُویِت گارنر
راننده کودک، از ژن کرواک
فرزند تنها جک کرواک، ژن کرواک، زندگی پرمشقتی داشت و زودپایان یافت. او در سال ۱۹۹۶، هنگام مواجهه با عوارض نارسایی کبد در آلبوکرکی، در سن ۴۴ سالگی درگذشت. او تنها دو بار توانست با پدر مشهورش، نویسندهٔ «در جاده» و نماد نسل بیت، ملاقات کند.
او در سال ۱۹۵۲ به دنیا آمد، اندکی پس از جدایی والدینش، کرواک و همسر دومش، ژوان هاورتِی. در آن زمان، پدرش بیپول و تقریباً ناشناخته بود. انتشار «در جاده» هنوز پنج سال آینده بود. او احساس نمیکرد که آماده داشتن فرزند است. او سعی کرد از پدر بودن خود انکار کند و پیش از مرگش در سال ۱۹۶۹، هرگز فرزند خود را بهصورت عمومی تأیید نکرد.
ژن نام خانوادگی مشهور را در طول زندگی کوتاهش بهبار میکشید و این مسأله هم نعمت بود و هم لعنت. پدر و دختر ظاهری مشابه داشتند و بین آنها پیوستگی روحی حس میشد. او ارادهٔ حرکت جک را به ارث برد و خود نیز نویسنده شد؛ سه رمان نیمهخودزندگینگار منتشر کرد: «راننده کودک» (۱۹۸۱)، «آهنگ قطار» (۱۹۸۸) و «تب طوطی» (۲۰۰۵) که بهصورت پس از مرگ بهچاپ رسید. هر یک از این آثار مدتها از چاپ خارج بودند.
این وضعیت با بازنشر «راننده کودک»، بارزترین کتاب او، اکنون تغییر کرده است. (او از این عنوان خوشش نمیآمد؛ این عنوان از یک آهنگ پل سیمون گرفته شده بود و بدون رضای او افزوده شد. او میخواست نام آن را «Everthreads» بگذارد، تا بخشی به این دلیل که مادرش خیاط ماهری بود.)
«راننده کودک»، که ابتدا توسط انتشارات سنت مارتین منتشر شد، در سال ۱۹۸۱ تقریباً هیچگونه واکنشی برانگیخت. نیویورک تایمز آن را نقد نکرد و بسیاری از نشریات دیگر نیز. فروشها ناچیز بود. بازنشر آن امروز گویی هدیهای است — شاید مهمترین مأموریت نجات ادبی سال جاری باشد.
«راننده کودک» یک سند فرهنگی قدرتمند و زیرزمینی است که زندگیای را بهتفصیل شرح میدهد که تقریباً دقیقاً موازی با زندگی خود نویسنده است. این کتاب دوران کودکی فقرآلود را روایت میکند که عمدتاً در ناحیهٔ شرق پایین نیویورک سپری شد و او را به سمت وسوسههای اولیهٔ مواد مخدر، دزدی از فروشگاهها، غیبت از مدرسه و پسران سالخورده کشاند — این علاقهها او را به خانههای اصلاحی مختلف، از جمله بخش نوجوانان در بیمارستان بِلویو، بردند.
