فیلم تریلر دیستوپی که بر پایهٔ رمان ۱۹۸۲ استیون کینگ با همان عنوان ساخته شده است، هماکنون در سینماها به نمایش درآمده است.
توسط لورین هاف


این مقاله شامل اسپیلرهای The Running Man میباشد.
فیلم The Running Man اقتباسی فوقالعاده وفادار از رمان ۱۹۸۲ سالی استیون کینگ با همان نام است — تا وقتی که اینچنین نیست.
هر دو کتاب و فیلم، تریلرهای دیستوپی پرسرعتی هستند که در نسخهای آیندهنگر و جایگزین از آمریکا رخ میدهند. هر دو روایت بن ریچاردز (نقشپذیر توسط گلن پاول) را دنبال میکنند؛ پدری بیکار که بهدلیل نیاز مبرم به پول برای درمان بیماری فرزندش، در برنامه تلویزیونی خونین — The Running Man — شرکت میکند؛ برنامهای که در آن شرکتکنندگان توسط «شکارچیان» بهکار گرفتهشده برای نابودیشان تعقیب میشوند.
قوانین بازی، سفر بن، افرادی که او در مسیر ملاقات میکند و مواردی که دربارهٔ جامعهٔ فاسد و اخلاقاً ورشکستهای که در آن زندگی میکند میآموزد، عمدتاً از صفحه به پرده تغییر چندانی نمیکند. اما بخش نهایی فیلم جایی است که تفاوتها آشکار میشوند.

پیش از انتشار فیلم این آخر هفته، مجله Entertainment Weekly برای دریافت نظرات کینگ دربارهٔ این تغییر بزرگ با او تماس گرفت. او گفت: «نهایت نسخهٔ ادگار از The Running Man را بسیار دوست دارم. نمیتوانم زیاد بگویم — اسپویلر — اما فکر میکنم خوانندگان رمان راضی خواهند شد چرا که میتوانند هر دو مسیر را تجربه کنند. اگر منظورم را میفهمید، من شرط میبندم که متوجه شدهاید.»
حالا که فیلم در سینماها به نمایش درآمده است، میتوانیم به بررسی نکتهای که استاد ترس (استاد هراس) اشاره کرده بود بپردازیم.
در کتابی که کینگ تحت نام مستعار ریچارد باخمن نوشته است، بن یک زن ثروتمند به نام آمیلیا (بازی شده توسط امیلیا جونز) را ربایند، او را گروگان میکند و در این حین توجه رسانهها را جلب میکند. سپس آن دو به فرودگاهی میروند، جایی که بن با دروغگویی به رسانهها، پلیس و شکارچی اصلی ایوان مککون (لی پِیس) راه مییابد و با تظاهر به داشتن یک بمب قدرتمند مخفی در کیف آمیلیا، سوار هواپیما میشود.
با حضور مککون و آمیلیا در هواپیما، او ادامه میدهد به تظاهر، هواپیما را هدایت میکند تا در ارتفاع کم بر فراز شهرهای پرجمعیت پرواز کند تا از شلیک موشک دفاعی جلوگیری شود. رئیس شبکهٔ برنامهٔ تلویزیونی، کیلیان (جوش برولین)، با بن تماس میگیرد و میگوید میداند او در حال فریب است — فناوری ایکسری هواپیما نشان میدهد که او در واقع حاملی مواد منفجره نیست. سپس سعی میکند با بن، که اکنون موفقترین شرکتکنندهٔ برنامه است، معاملهای انجام دهد و شغل مککون را به او پیشنهاد کند.
نگاهی به نقش پر از اکشن گلن پاول در «The Running Man» — و دلیل خوشحالی او از «تعقیب خطر»

گلن پاول دربارهٔ اینکه تام کراس چگونه اطمینان داد که او «زنده بماند» در صحنههای طاقتفرسا «The Running Man»

وقتی بن رد میکند، کیلیان به او میگوید که همسر و فرزندش مردهاند، که ده روز پیش توسط دزدان کشته شدهاند. بن، خشمگین و دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت، پیشنهاد را میپذیرد، سپس مککون و خدمهٔ پرواز را میکشد و آمیلیا را مجبور میکند با چتر نجات پرواز کند. پس از جنگ با مککون به شدت زخمی میشود، اما با نیروی باقیماندهاش هواپیما را برنامهریزی میکند تا مستقیم به ساختمان شبکهای که همه چیز از آنجا آغاز شد، پرواز کند؛ در این فرآیند کیلیان و خود بن کشته میشوند. رمان به سادگی پایان مییابد: «انفجار عظیم بود، شب را مانند خشم خدا روشن کرد و آتش از شلکههای دور، تا بیست بلوک، بارید».
اما در فیلم، هواپیما هرگز به ساختمان نمیرسد. پیش از آن سرنگون میشود و شبکه اعلام میکند که بن در تصادف جان خود را از دست داده است. اما برخی از طرفداران او این موضوع را بهنقض نمیدورانند، از جمله یک کارآگاه آماتور که استدلال میکند بن میتوانست از سیستم فرار اضطراری هواپیما بهره ببرد.
سپس میبینیم که همسر و دختر بن سالم و خوشحال در یک فروشگاه مواد غذایی حضور دارند، جایی که مردی ماسکدار — که بعداً مشخص میشود بن است — هزینه خریدهایشان را پرداخت کرده است. خانواده پس از یک دیدار شیرین دوباره یکدیگر را میبینند، پیش از اینکه بن، که اکنون به صورت یک قهرمان عدالتجوی کامل تبدیل شده، به صحنهٔ برنامهٔ Running Man برود، جایی که مسیر او آغاز شد. در سر دستهای از تودهٔ خشمگین، او به استودیو وارد میشود و با کیلیان مواجه میشود و در نهایت او را پیش دوربینها میکشد، در حالی که جمعیت صحنه را از هم میپاشد.

اگرچه تفاوتهای بسیاری با کتاب دارد، کینگ از همان ابتدا با این تغییر موافق بود. بر اساس گفتهٔ کارگردان و همنویسنده فیلم، ادگار رایت، نویسندهٔ مشهور ترسنامه پیش از شروع تولید فیلم، فیلمنامه را دریافت کرد. رایت به EW گفت: «استیون کینگ فیلمنامه را پیش از شروع فیلمبرداری خواند و من بسیار نگران بودم که او چه فکری میکند، اما او آن را دوست داشت.»
کینگ نیز بهطور کلی از محصول نهایی رضایت داشت. رایت میگوید: «او فیلم را اخیراً تماشا کرد و یک نکتهای که من واقعاً دوست داشتم این بود که او گفت: «بسیار به کتاب وفادارتر است، اما به اندازهای متفاوت که برایم جذاب بماند». من فکر میکنم این بهترین پاسخ است؛ این که فیلم نسبت به اقتباس قبلی (فیلم ۱۹۸۷ به کارگردانی آرنولد شوارتزنگر) به کتاب وفادارتر است، اگرچه تغییرات و پیچوخمی دارد. پس همانطور که بن ریچاردز میخواهد، میخواهید خوانندگان کتاب را همواره در حالت عدماطمینان نگه دارید.»
ماموریت به انجام رسید، میگوییم.
