متن در مورد شیراز

متن ادبی درباره شیراز دوبیتی درباره شیراز انشا در مورد شیراز متن زیبا در مورد روز شیراز متن زیبا در مورد سفر به شیراز متن شعر شیراز من شعر در مورد شیراز از حافظ شعر در مورد شیراز

در این مطلب گزیده ای از متن ها و جملات کوتاه و بسیار زیبا با موضوع شیراز را آماده کرده ایم، برای مطالعه مجموعه شعر و متن در مورد شیراز در ادامه با گارنو همراه باشید.

تکست و عکس نوشته شیراز

شیراز , متن در مورد شیراز , عکس نوشته شیراز , عکس پروفایل شیراز

آن‌که نشنیده‌ست هرگز بوی عشق

گو به شیراز آی و خاک ما ببوی

*****

به خاکمال حوادث بساز زیر فلک

به آسیا نتوان گفت گرد کمتر کن

ز شعر حافظ شیراز چون بپردازی

به گوشه ای بنشین شعر صائب از بر کن

*****

واصل بحر شود خاک ز همراهی سیل

مرکب تن می چون آب روان مارا بس

صائب این آن غزل حافظ شیراز که گفت

این اشارت ز جهان گذران ما را بس

*****

چه بود عالم ایجاد، که صحرای جنون

از دل تنگ به چشمم قفسی می آید

صائب این آن غزل حافظ شیراز که گفت

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

*****

خوشا شیراز و وضع بی مثالش

خداوندا نگه دار از زوالش

ز رکن آباد ما صد لوحش الله

که عمر خضر می بخشد زلالش

*****

آخر ای باد صبا بویی اگر می‌آری

 سوی شیراز گذر کن که مرا یار آنجاست

*****

ای که زیبایی پرستی، جانب شیراز آی

تا به گلزارادیبش، بین هزاران حور عین

 آسمان هر روز بر این خاک تعظیم آورد

چون زیارت گاه رندان جهان را زائرین

*****

خوشا شیراز و خاک دلستانش

نسیم دلکش و عنبرفشانش

عروس ملک ایران است شیراز

شگفتی‌ها، ز عهد باستانش

*****

قامت سرو تو در گلشن شیراز یکی است

سرو در شهر زیاد است ولی ناز یکی است

شاعرانند در این ملک فراوان اما

شیوهٔ زندهٔ «سرنا»ی غزلساز یکی است

*****

در اقصای عالم بگشتم بسی

به سر بردم ایام با هرکسی

چو پاکان شیراز خاکی نهاد

ندیدم، که رحمت براین خاک باد

*****

هوای عاشقی دارم

چه شب‌ها عاشقی یادش

من و آن یار دیوانه

تو را؛ من عاشقی خواهد

دلم دیوانگی خواهد

به زیر چتر این طاووس

صدای زندگی خواهد

دلم دور از نماز توست

شب وصلم توان توست

چه زیبا گریه‌ها کردی

ز شوق شور مستانه

صدای خنده ی چشمت…

دل و آن نرگس شیراز

کجایی نرگس شیراز

*****

رسید رایت منصور شاه بنده نوا

به خرمی و سعادت به خطه شیراز

جهانگشای جوانبخت شیخ ابواسحاق

خدایگان مخالف کش موافق ساز

*****

مرا دلیست گرفتار خطه شیراز

ز من بریده و خو کرده با تنعم و ناز

خوش ایستاده و با لعل دلبران در عشق

طرب گزیده و با جور نیکوان دمساز

*****

چه بود عالم ایجاد، که صحرای جنون

از دل تنگ به چشمم قفسی می آید

صائب این آن غزل حافظ شیراز که گفت

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

*****

به خاک پای خم و گردش پیاله قسم

که تازیانه گلگون می، رگ سازست

ز جام حافظ شیراز مست گردیده است

کلام صائب ازان رو شراب شیرازست